سرحدات زبان من، سرحدات جهان من

سرحدات زبان من، سرحدات جهان من است!

این عنوان از لکچر”داکتروالتر سیگلر” گرفته شده است. او  یکی از مدرسین در رشتهٔ فلسفه است که در «یوتوب»، در تحت عنوان ۶۰ دقیقه در معرفی، کتب و آثار فیلسوفان معروف «اروپا»، بطور انفرادی، برنامه های شفاهی و توضیحی، به پیش می برد، و اینبار در معرفی  “ویتگینشتاین” (متولد: ۲۶ اپریل ۱۸۸۹ در “ویانا”، “اتریش – هنگری”، وفات: ۲۹ اپریل ۱۹۵۱م در “کمبریج پادشاهی متحد”) مهمترین فیلسوف اتریشی در قرن بیست پرداخته و در مورد کتاب او تحت عنوان «فلسفۀ زبان»، که از او هم چنان با شهرت «فیلسوف» نامدار قرن بیست، یاد نموده، صحبت می کند.

او صحبت خود را با این نقل قول «لودویگ ویتکینشتاین» آغاز نموده است که گفته شده است: ” سرحدات زبان من، سرحدات جهان من است!” «داکتر والتر سیگلر»، “ویتگینشتاین” را “مؤسس فلسفۀ زبان” می خواند، افاده نموده است که “فیلسوفان” تا زمان “ویتگینشتاین”، از دو چشم کور بوده اند. این مهمترین فیلسوف قرن بیست، مدعی بوده است، که همه آنچه که این جهان را باهم نگهمیدارد، “زبان” است و طوری که این گوینده ادعا دارد، چنین افاده شده است که “خارج” از “سرحد زبان” دیگر چیزی وجود ندارد. و متعاقباً قلمداد می گردد، که “ویتگینشتاین” گفته است که: «این دوش در برابر دیوارهای قفس ما، مطلقاً بی نتیجه است». این نویسنده متمایل نیست که بر تبصره های “پولیمیک” به عنوان جواب در برابر، “مهره های” معلوم الحالی که در جامعۀ “بحرانی” ما، از “زبان” با چه برداشت های محسوس غیر علمی در حیات اجتماعی نیز یاد می کنند، بپردازد، بلکه به عنوان یک نمونۀ مثال یادآور می شود، تا دیده شود، که دانشمندان نامدار بین المللی، از جهت فلسفی، نقش زبان را چگونه شناسائی می نمایند. قبل از اینکه به قسمتی از افکار”ویتگینشتاین” که توسط صحبت کننده، جمعبندی شده است، تذکراتی داشته باشیم، از همه مقدم، چون درین روزها، به ارتباط سیصدمین سال تولد، “ایمانویل کانت” نیز، صحبت های یاد بود، شنیده می شود که در رابطه با آثار و هم چنان در بارهٔ تهدابگذاری نوین فلسفۀ “غربی” توسط  “ایمانویل کانت”، و آثار علمی او تقدیر بعمل می آید، این “نقل قول”، او را هم از نظر می گذرانیم که می گفته است: “فلسفه را نمی توان آموخت، اما فلسفه بافی می توان“. این فیلسوفان، بصورت عموم از نقش “زبان”، صحبت می کنند، نه کدام “زبان مشخص”. بناءً برای آنها برتری یک زبان بر زبان دیگر مطرح نیست، هر زبانی که در آدرس کلمات آن، اطلاعات و معلومات ذخیره داشته باشد، برای دسترسی به آن معلومات، یا نخست آن زبان را آموخت و یا به کمک مترجم، به آن دسترسی فراهم ساخت، تا به محتوی ذخیره شده دست یافته توانست. “زبان” که بر مجوعۀ “کلمات” استوار است، با استفاده از قواعد “گرامر”، املاء و انشاء و غیره مفاهیم را با ترکیب کلمات طوری، افاده می کنند، که تا حد ممکن برای خواننده فهما گردد. ذخایر کلمات و علامات، مفاهیم مختلف، مثبت و منفی و یا “خوب” و “خراب” را دربر دارد. اما استعمال و هنر استفاده از آن کلمات در توان و مهارت انسان است. می شود که به کمک آن افادۀ سالم و هم نا سالم، علمی و یا غیر علمی صورت گیرد. به عبارت دیگر، هر کلمه، در یک  “آدرس” و “ذخیرگاه”، محتمل است که با یک و یا چند معنی و مفهوم مختلف نیز، جا داده شده باشد. آموزش یک و یا چند زبان، توسط  یک انسان ممکن است. نویسنده این “ارزش کلتوری” را در جمع سائر ارزش های “کلتوری و فرهنگی” دیگر، شامل “سیستم باز” ارزش ها، می شمارد که در قدم اول برای آموزش آن، هیچ کسی، نمی تواند، در برابر چنین خواست آموزشی فرد، به نسبت، منسوب ساختن فرد، به “ریشۀ نژادی” و یا به نسبت وابستگی فرد به پیروی از معتقدات کدام دین و هم اینکه، شخص در چه نقطۀ دنیا زندگی می کند، مانع ایجاد کند. چنین یک ارزش، ضرورت به اوامر جبری قانونی و یا اوامر خارجی بر فرد، ‌ندارد و فرا گرفتن آن هم چنان در همه اعضای یک اجتماع، که متعهد به زنده گی در یک قلمرو، در یک حوزهٔ کلتوری و ثقافتی می باشد، ممکن یکسان هم نه باشد. متکلمین زبانها و یا متکلمین یک زبان، “گوسفندانی” هم نیستند که ضرورت به “چوپان” و یا “سگ رمه”، به عنوان محافظ نیازمند، باشند. اجتماع به سیستم ها و سازماندهی های دیگر نیازمند می باشد که موضوع بحث این عنوان تعیین نه شده است. تکرار می گردد که تکلم کنندهٔ یک «زبان»، نه باید چنین فکر کند که گویا این توانائی و یا هنر او، او را به یک انسان “ممتاز” با کرامت بالاتر از انسان های دیگر ساخته باشد. این هم روشن است که این “انسان” است که از دید “کانت”، دارای قابلیت “تعقل” است، و این انسان است که از  کلمات کار می گیرد. اگر حرف مناسب و نا مناسب از منبع یک “زبان” توسط انسان، مورد استفاده قرار گیرد، به زبان نه “تقدس” و نه هم کدام “نفرت” نسبت داده شده می تواند. عمل را انسان انجام می دهد و جوابگوی آن هم، همان انسان شناخته می شود. به عبارت دیگر، مجری، خود انسان “انفرادی” است، که از تفصیل بیشتر، خودداری می گردد. حال بر می گردیم، به نقاط مهم این صحبت در بارهٔ موضعگیری «ویتگینشتاین» در ارتباط با «فلسفهٔ زبان».خوانندگان محترم باید بپذیرند که هر آنچه که نویسنده در مطلب نقل می کند، هیچگاه مدعی نتائج تحقیقاتی خود نمی داند و نه تأئید و نه هم رد می کند. احساس او اینست که مفاهیم، بدون تصرف برای خوانندگان محترم، تقدیم گردد، تا خو در مورد، مطلع گردند و خود آنطوری که لازم دانند، فکر کنند.  به ادامه، صحبت کننده، ضمن آنکه از تبادل کلمات با، “کارل رایموند پوپر” که از “زیلاند نو” دعوت شده بود، نظرات هر دو را در بارۀ «اخلاق» نیز بیان داشته است.

در یک قسمتی از اظهار نظر ها، «کارل رایموند پوپر»، می گوید: «نمی خواهم فیلسوف باشم، در صورتی که اگر در برابر فیلسوف چنین پرابلمی وجود داشته باشد که بطور نمونه حین طرح یک موضوع اخلاقی و یا قانونی، برای «فیلسوف» فرصت بحث داده نه شود، که در مورد به بحث بپردازد و بخواهد بداند که آیا مرجع تصمیم گیرنده دلیلی داشته است و آیا چنین دلیلی هم وجود داشته می تواند و  چه دلیلی داشته اند، که چنین حکم می کنند و هم آینکه آیا کدام استدلالی هم وجود داشته می تواند که امکان ندارد که دلایل بهتر و یا موجودیت مقررات اخلاقی دیگر، که بهتر از تعیینات آنها باشد، وجود داشته باشد؟ “سیگلر”، با ذکر افاده های “ویتگینشتاین”، از سه نوع جملات و افاده ها، نام می برد که حتی در صف فیلسوفان معروف، از افرادی نام می برد، که جملات بی معنی و بی مفهوم هم داشته اند.

«ویتگینشتاین» را یک شخص مذهبی نیز دانسته است، که از دید او، خود با سؤالهای بی شمار، ذهن خود را مصروف می ساخته است، که از تمرکز فکری بیشتر او در “منطق” نیز یاد می کند. به ادامه باز از “ویتگینشتاین” چنین “نقل” می کند: « وقتی در زبانم فکر می کنم، در آنصورت در پهلوی افادۀ زبانی، “مفاهیم” دیگر معلق درمقابل، متحرکت بنظر نمی رسد؛ بلکه زبان، خود، ناقل تفکرات من است.» درین ارتباط، هم چنان «ویتگینشتاین» گفته است که:«همه فلسفه، انتقاد از زبان است.»او به این باور بوده است که: «اکثریت سؤالات و جملات فیلسوفان بر آن استناد دارد، که ما منطق زبان ما را نمی فهمیم.» “ویتگینشتاین” معتقد بوده است، که: «جهان مجموعۀ حقایق است، نه اشیاء»  و چنین نقل می شود: «[… ] اگر او (جمله: مترجم) مفهومی ندارد، پس می تواند فقط در آن نهفته باشد که ما به یک تعدادی از بخش های آن هیچ مفهومی نداده ایم.»

در جائی هم می گوید: « احساس ما اینست که، هرگاه تمام مسائل علمی هم، حل شده باشد، مسائل زندگی ما، هنوز دست ناخورده می باشد.» “ویتگینتاین» معتقد بوده است، که از دید او تمام آنچه جهان را از ناحیۀ داخلی یکجا نگهیمدارد «زبان» است. در عین حال از او در رابطه با معنی و اهمیت یک کلمه (لغت) نقل می شود که در استعمال آن، در زبان می شناخته است. اما در جای دیگر هم چنان تأکید می ورزد, «وقتی “بازی زبان” تغییر کند، مفاهیم هم تغییر می کند، و با تغییر مفاهیم اهمیت کلمات نیز تغییر می کند.»

جای شک نیست که در هر زبان و هر نویسنده در نوشته ها از خود سبک و استعداد نویسندگی خاصی  نیز می داشته باشند.

برخی ها، استعداد شعری دارند، اما اکثریت ممکن استعداد شعری نداشته باشند. یکی از “نویسندگان” در زبان “دری” که در سایت آریانا افغانستان از شهرت هم برخوردار است، در عکس العمل با «شعر» یک فرد، که “نجیب» نام داشته است، اینکه چه گفته است، برای این نویسنده مطرح نیست، اما معترض برای محکومیت آن، به مطالعۀ “زندگینامۀ” چند “نجیب نام” دیگر نیز وقت به خرچ می رساند، و در نتیجه با شکایت از “مادر روزگار” می گوید که بر آنها چه باید واقع شده باشد، که همچو «اطفال» به دنیا آورده اند. یکی را که “نجیب بارور”  یاد نموده با کسی با نام  “نجیب مایل هروی”  مشابه یاد کرده است، که گویا کلمۀ  “افغانستانی” را مروج ساخته باشد و بدین ترتیب اولی را “نجیب بادور …”  و “نجیب نام” دیگر را “نجیب گاو” یاد کرده است.

در مجموع از همه نا راض است. نویسندۀ این مطلب، نقل از نوشتۀ ایشان را نه به عنوان اعتراض از ایشان، که چرا چنین نوشته اند، و نه هم در دفاع از محکومین ایشان،ذکر کرده است. نویسنده اقلاً از بیست سال به این طرف واقف شده است، که فیلسوف معروف “قرن بیست”، “کارل پوپر”، بطور نمونه تیئوری”اندکش” را غلط ثابت کرده است. آیا در آینده هر کسی که نام «نجیب » را بشنود، باید در عکس العمل ها، هم نسبت های او را، در مورد هر «نجیب تام» قبول کند. حال از روی این جملات نمی توان فهمید، که آیا جناب شان “مادران” آینده را فرا خوانده است، که اگر

احیاناً طفل به دنیا می آورند، باید اول بر آنها بخاطر حف ما تقدم، که مسبب آذار ایشان نشود، باید به هیچ صورت «نجیب» نام نگذارند. و هم چنان قبل از آنکه، نامگذاری می کنند، باید در خالیگاه های مغزی طفل ببینند که خطر موجویت کدم غلایم مضر و تمایل خلاف افکار ایشان، که به آن نفرت دارند، رفع گردد. اطفال آینده باید با مغز های شسته و تعقیم شده از ولادتگاه های قابل اعتماد، بعد از کنترول همه جانبه مرخص و با مادران با دقت به خانه ها برده شوند.

و برای پدر و اقارب دیگر هم به انتخاب نویسندۀ معترض، صورت ملاات ها اطفل، ت زمانی به مرحلۀ صحبت مستقل بزرگ می شود، تهیه گردد. از همه اولتر باید «زبان ملی» ایشان، مطابق احکام اییشان، “پاک” بماند.

پایان

برای مطالعۀ مضامین دیگر، لطفاٌ در بالای صفحه، به روی اسم نویسنده کلک فرمائید

This image has an empty alt attribute; its file name is Footer-1024x90.png

برای ارتباط، لطفاً به آدرس های ذیل با ما در تماس شوید

nasharat@ariana-afghanistan.com و یا info@ariana-afghanistan.com
به استناد مادۀ ۲۰میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، تبلیغ برای جنگ و ترغیب و دعوت به نفرت نژادی، مذهبی، زبانی و هرنوع دیگر آن، که منجر به خشونت و زور گردد، از نشرات ممنوعه محسوب گردیده ، اقبال نشر نخواهد یافت.