جمهوری  یک جمهوری است!

شمار خوانندگان این مطلب تا کنون: 578

۲۰۲۲/۱۲/۲۱

جمهوری یک جمهوری است!

حاکمیت های دولتی در طول تأریخ بشر با نامها و اشکال مختلف یاد شده است. مفهوم «جمهوری» زمانی در ادبیات «سیاسی» ثبت شده است، که حاکمیت های «سیاسی» به افراد یا اتباع کشورها، که در عین حال مناسبات «ارباب و رعیت» نیز یاد می شده است، حق داده اند، تا به عنوان «انسان آزاد» در حیات سیاسی – اجتماعی، طبق خواست خود، سهم بگیرند. اشکال مختلف حاکمیت ها که عمدتاْ با اشکال دیکتاتوری و استبداد آغاز یافته است، با گذشت زمان، به اشکال چون، از شاهی مطلقه به شاهی مشروطه، «ارستوکراسی» ها که در مقالات قبلی نیز از آن، نام برده شده است، ثبت تأریخ شده است. این تغییرات با «بحرانات» و «انقلاب ها» نیز روبرو بوده است. جمهوری (Republik) را یک تعریف مشخص داده اند. این مفهوم را فیلسوفان و تیئوریسن های سیاسی، با «آزادی فرد» و یا شخص انفرادی ارتباط داده، فقط معین ساخته اند، که این فرد در برابر یک «حاکمیت دولتی» دارای چه موقف است.

تکیه کلام معروفی هم ‌می آموزد، که می گویند «اسپ را از عقب قیضه» کردن خطاست.  حال هم “جمهوری اسلامی افغانستان” را یک “جمهور حقیقی” فرض کرد و بعد نتیجگیری کرد، اشتباه صریح شمرده می شود. بحث روی اینکه کدام نوع حاکمیت دولتی، «جمهوری» تعریف شده است، تنها موضوع این مقاله را تشکیل نمی دهد.

آنچه به جهات حقوقی ارتباط می گیرد، باید حقوقدانان حرفوی توضیح بهتر داده بتوانند. اما در جامعۀ ما کسانی دیده و شنیده می شوند، که از ساحۀ آموزشی و علمی احتمالی آنها، عدول می کنند. آگاهان به کسانی که فقط مشتاق “پراگراف” های قانون اند، و اکثریت آنها فاقد درک درست از قانون نیز دیده می شوند، مردم و کارشناسان، چنین افراد را “دیوانه های مسلک یا مضمون” نیز می نامند. تأریخ دهه ها و سده های طولانی نشان می دهد که حاکمیت های دولتی ای که “مهر طبقاتی” و یا “دینی” و یا “حاکمیت” های  “فردی” ، گروپی ” صاحبان قدرت”  را حمل می کنند، همه و همه در جملۀ رژیم های “دیکتاتوری” و یا “خود کامه”، یاد می شوند، که با “جمهوری” به معنی اصلی کلمه  ربطی ندارد. در صف همچو “جمهوری های جعلی”، “جمهوری اسلامی افغانستان” نیز شمرده می شود که از جهات مختلف، نمی توان، آنرا به عنوان چنان یک “جمهوری” پذیرفت، که در آن،  تضمین “آزادی” فرد، را از آنها، به حیث “تبعۀ مساوی الحقوق” انتظار داشت.  فیلسوف و تیئوریسن سیاسی قرن بیست، “هنا آرینت” در اثر معروف خود تحت عنوان: “آزادی، برای آزاد بودن” در مقدمۀ کتاب خود، این سؤال را هم مطرح ساخته است: « آزادی چه است، برای ما چه مفهوم دارد؟ آیا آنرا ساده داشته ایم، یا کسی برای ما می دهد و می تواند از ما واپس بگیرد؟» به ادامه از «ایمانویل کانت» که از او به نام «عاشق آزادی» یاد کرده است،

چنین نقل می کند: « زیرا یک چنین پدیده، در تأریخ بشر خودش را دیگر به فراموشی نمی سپارد.» با تأسف که در بحران اخیر کشور ما همچو مهره های سهیم و درگیر در بحران،  که تصاویر چندی از همچو مهره ها می بینید، همه بدون شک به جز مستخدمین «جنگ های نیابتی» چیز دیگری نمی توانند باشند، و از همچو مستخدمین نمی توان انتظار «آزادی فردی» و بنیادگذاری جمهوری، به معنی اصلی داشت. تجربۀ بیست سال نشان داد، که “جمهوری اسلامی افغانستان”، در چه شرایطی، به کمک کی، به مفهوم اسلامی ، تأسیس گردیده است. دیده شده است که  تمام اتباع کشور را به صراحت  مساوی الحقوق نپذیرفته اند. صاحبان امتیاز، باید این تابعیت را نه تنها  به حیث یک انسان “منفرد” می پذیرفت، بلکه هر یک باید، یک “نسبت قومی” و هم چنان یک  نسبت “مذهبی” نیز با خود حمل می کرد. ما با یک دولت “راسیستی” مقابل هستیم.  یکی از “نویسندگان”، در سایت “آریانا افغانستان آنلاین” مطلبی را تحت عنوان: «نقض قانون اساسی و شکست نظام جمهوری» بدست نشر سپرده است. او مانند دیگر همفکران خود، چرا کلمۀ “اسلامی” را ذکر نکرده است. با آن “جمهوری اسلامی افغانستان” که “حاکمیت وابسته” که خود بر حاکمیت سیاسی «دین » نیز تأکید می ورزیده است، خود یکی از اشکال «جمهوری ناقص» و “جعلی” شناخته شده است، بناءً کسی که خود وابسته است، چگونه می تواند به دیگران «آزادی» را تضمین کنند.این «جمهوری اسلامی افغانستان» سقوط یافته، ماهیت دیگری را از خود نشان نداده است.

با تشدید فساد اداری و چور و چپاول، دیگر چیزی دیده نشده است، آن رژیم، از خود قابلیتی را نشان نداده است، که  اقلاً به حقوق ابتدائی تمام انسانهای وطن احترام داشته باشند، حال که خود “حاکمان”، سقوط مرموز را سازمان داده اند، هواداران آن حاکمیت فساد، عقب همان کفن کشان “دلتنگ” شده اند. بیست سال طولانی از تعفن فساد و خود سری ها و بی قانونی های آنان مردم ما رنج برده اند، حال باید غم “نوستالجی” هواداران آن نظام فاسد را بخورند.

قانون اساسی نامنهاد ی که از همان آغاز از جانب صاحبان قدرت مورد سوال قرار گرفته بود و “اپوزیسون” خود ساخته، دائماً مدعی تغییر آن بوده است، پس از سقوط متعفن آن، ماتم داران “جمهوری اسلامی افغانستان”، به سروده های خودها، گوش مردم ما را کر کرده اند.همین حالا محافل با قدرت در “جمهوریت سقوط یافته” نه تنها یکدیگر را به فساد و چور و چپاول متهم می سازند، بلکه یکدیگر را حتی به  به “قتل” و توطئه علیه همدیگر متهم می سازند. مبلغین “قانون اساسی” رونویس رژیم های سقوط یافته که اصلاً از همان آغاز بطور کامل از جانب صاحبان قدرت به مسخره گرفته شده است، حال چگونه می توان گفت که “نقض” برخی از مواد آن، با سقوط حاکمیت ارتباط داشته بوده باشد. با این جمهوری وابسته و جعلی همه آشنا اند، که چگونه بوحود آمده است. سقوط آنهم با رسوائی های مشابه همراه بوده است.

پایان

برای ارتباط، احترامانه از شما دعوت میشود به آدرس های ذیل با ما در تماس شوید

[email protected] و یا [email protected]

به استناد مادۀ ۲۰میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، تبلیغ برای جنگ و ترغیب و دعوت به نفرت نژادی، مذهبی، زبانی و هرنوع دیگر آن، که منجر به خشونت و زور گردد، از نشرات ممنوعه محسوب گردیده ، اقبال نشر نخواهد یافت