جنگ سوړ سو، مریي تود سو!

شمار خوانندگان این مطلب تا کنون: 1198

۲۰۲۲/۱۲/۱۵

«جنگ سوړ سو، مریي تود سو!»

عنوان این مطلب، ضرب المثلی است در زبان پشتو، که بطور وافر در حلقات اجتماعی، شنیده می شود. به زبان دری می توان چنین افاده کرد: “جنگ سرد شد، برده گرم شد. قبل از همه، باید گفت، که در طول دورۀ “بحران طولانی” اخیر کشور ما، جوانب درگیر با مهر “مجاهدین”، “طالبان”، “بنیادگرایان اسلامی”، “جنگ سالاران” و سائر “افراطیون قدرت طلب”، اعم از ” چپ و راست” نشانی شده اند.

اینکه این همه جوانب درگیر، با قدرت های بزرگ خارجی، دارای چه نوع مناسبات بوده و هستند، در تأریخ حوادث کشور ما ثبت است. اما آنچه که به پیمانۀ وسیع در طول زمان، تا حد زیاد، نا دیده گرفته شده است، همانا میلیون ها انسان این وطن است که در هیچ طرف این جوانب “سلاح بدست” درگیر، قرار نداشته اند، اما تلفات بی پایان را در اثر تصادمات آنها متحمل شده اند. حال، آیا حق دارند که روزی وقایع کشور و جهان را، از یک دیدگاه “بی طرفانه” ببینند و بکوشند، تا حقایق ممکن را به مردم ما انتقال دهند؟  در مدت زمانی که قریب هفده ماه قبل از امروز، “رئیس جمهور” دست نشانده، وابسته و جعلکار، “ناگهان” و یا در مطابقت با پلان احتمالی “مخفی”، پیش برندۀ “جنگ نیابتی”  فرار کرده است، اینجا و آنجا از زباله دانی، سیاستمداران و اداره چی های فاسد دست نشانده، که در بیش از بیست سال اخیر به ثروت اندوزی و تاراج کشور مشغول بوده اند، و حال توانسته اند، که از کشور بیرون شوند، و در میدیاهای بی شمار، بازهم، فرصت بیشتر، به فضول حرفی و به تبارز “استعداد” تفکر بیگانگان پرداخته، این همه نمایشات را بعد از چهار زانو نشستن از خود ، نشان می دهند. برای همۀ اینها، امکانات وسیع از جانب  همان محافل مرموز فراهم ساخته می شود.

چندی قبل “معاون دوم، رئیس جمهور”، به پخش چرندیات از “زیلیند نو” آغاز کرده است، ضمن آنکه خواسته است، “خبر رسانی شیعه” را تقویت کند که ممکن خبر رسانی های “سنی” برایش مضر باشد و در عین حال، وقتی “قریب بیست سال” در مقام بلند، سیستم “ریاستی” قرار داشته است، حال در عمر “بعدی” علاوه از اینکه، در تلاش ایجاد “سیستم فیدرالی؟” است، همزمان می خواهد “هویت ملی افغان” را هم مورد سؤال قرار دهد. این کلمه خوشش نمی آید، در بازار “مُد” کلام دلخواه “صفوی های شیعه”، در “قم”، “تهران” و “مشهد” سرگردان است، تا برای “افغانها”، یک کلمۀ دیگری، بیابد. تا اکنون کلمات بی شماری را در دیگر موارد اختراع و به کشور ما وارد کرده اند. به جای “افغان”، “افغانی” و به جای “افغانستان”، “افغانستانی” و سائر کلمات دیگر را هم از همسایۀ “غرب” کشور ما، وارد ساخته اند. “پوهنتون” ما را “دانشگاه”، “مشکل” ما را “چالش”، “داکتر” ما را “پزشک”، “زراعت” ما را “کشاورزی” و “مالداری” ما را “دامداری”  و “تجارت” ما را “بازرگانی”، “سرحد” را “مرز” “کلمه” را “واژه” و ده ها اصطلاح دیگر را تعدیل کرده اند، چرا؟. نویسنده مخالفت ندارد اگر بطور نمونه “سرور دانش” و امثالهم او،هم چنان در تلاش آن باشند، تا پس از مرگ، برای اجساد آنها، اجازۀ تدفین در “بهشت زهرا”  در تهران، “قم” و یا “مشهد” دریافت دارند. به یاد دارم که یک زمان برای ابراز همدردی به خانۀ یکی از مأموران دولتی وقت که از وابستگان با قدرت ترین فدرتمندان دولتی وقت  بوده است، برای دعا  به ارواح “مادر” متوفای ایشان رفته بودیم.

واقف نبودیم، که مادرهمچو مقام بلند که با دولت ایران سخت با دشواریها روبرو بوده است، “مادرش در مشهد” اقامت داشته باشد. آن مأمور دولت که دختر متوفی بوده است، برای تسلی خودش گفت که “مادرش آرزو داشته است، که در مشهد دفن شود، حال آرزویش برآورده شد.” نویسنده به عقاید و آرزوهای شخصی هر انسان ارج می گذارد، اما در عین حال تأکید او اینست که ارزش های آزاد کلتوری بشمول عقیدت نه باید، تحت امر جبری دولت جا گیرد. حال پس از قریب بیست و یک سال، یک “حبیبه خانم”، با نام فامیلی “سرابی”، که در تصویر اول می بینید،

بیدار شده، نظرات و ارزیابی های دیگران را که در بیست سال تکرار گردیده است، از خود وانمود می سازد و ضمن آنکه  با علاقه نشخوار کنان، دوباره به پخش آن می پردازد ، مدعی بوده است، که  گویا “یک اشتباه” بوده است، که از “طالبان” در کنفرانس اول “بن در سال ۲۰۰۱م”، دعوت بعمل نیاورده اند. از همه جالبتر اینست که این “خانم” طوری صحبت می کند که گوبا خود در کنفرانس بوده باشد، ادعا دارد که “جورج دبلیو بوش” برای آنها گفته باشد، که “با تروریست ها مذاکره نمی کنیم.” این خانم نمی گوید که آیا خودش را هم کسی در آن کنفرانس دعوت کرده بود و یا نه؟

از جانب دیگر، او و دیگر “یاران” او بر اساس کدام معیارها و برای چه وظیفه، دعوت شده بوده باشند. چه باید انجام می داده اند. فرض کنیم که اگر این “خانم” و یا دیگر “مدعوئین” اعضای کنفرانس، پیشنهاد کرده باشند، که از نماینده گی “طالبان” هم، دعوت شود و قبول نشده باشد، نخست کی قبول نکرده و اگر “جورج دبلیو بوش”، بوده باشد، در کجا و چه وقت برای او و یا برای دیگران این جمله را بزبان آورده است و گفته است که: با تروریستها مذاکره نمی کنیم و هم چنان اگر از آدرس “بوش” رئیس جمهور برحال نوقت حکایت شده باشد، قاصد کی بوده است؟ باز هم باید گفت که وقتی اگر اینها، پیشنهاد را به نفع کشور می دانسته اند و از جانب اشتراک کنندگان، در کنفرانس طرح شده باشد و قبول نشده باشد، پس چرا کنفرانس را ترک نکرده اند؟ ممکن است واقف بوده باشند که معاشات “ولایت” و “وزارت” و غیره مقام ها حواله شده است و نمی خواسته اند، که به خطر روبرو شود. در اظهارات این “خانم” باز هم، یک اطلاعیه درست است، که در ختم “کنفرانس بن”، از اشتراک کنندگان خواسته شده است، تا به اعزام “قوای نظامی” محدود برای “امنیت”، “الاخضر براهیمی”، موافقت کنند.

برخلا ف “حامد کرزی” رئیس جمهور نامنهاد “اسبق” که از یکطرف بر خود مهر “جعلی” منتقد جدی سیاست وطرزالعمل “امریکا” زده است، با یک اظهار دور از حقیقت، مدعی شده است، که گویا “امریکا” بنابر “فیصلۀ سازمان ملل متحد” به “افغانستان” رفته است. زمانی که نویسنده، این ادعا را از زبان “حامد کرزی” شنیده است،  که با “ژورنالیست ایرانی؟” در یک برنامۀ “پلان شدۀ  سؤال برانگیز از جانب یک کشور خارجی”، تحت عنوان ” روایت فرار” ترتیب یافته بود. نویسنده فوراً این سطور را برای نشر به “سایت”، “آریانا افغانستان سپرد است، که دوباره درینجا نقل می شود: «  “حامد کرزی”، “رئیس جمهور اسبق”، دروغ می گوید، یا اینکه حافظه را از دست داده است. بهر صورت  از قابلیت لازم در ارائه معلومات و یا طرح سیاسی برخوردار نبوده غیر دقیق و متزلزل صحبت می کند. در یک صحبت با یک “ژورنالیست”، که  تحت عنوان “روایت فرار” در بارۀ حضور قوای خارجی در رأس، ایالات متحده و “شکست ایالات متحده” از او به حیث رئیس جمهور وقت، معلومات طلب می کند، “حامد کرزی” مدعی می شود که گویا “امریکائی ها” بر اساس فیصلۀ سازمان ملل متحد، به افغانستان آمده بودند. او حتی اظهارات دوست خودش را که لقب ویسرای را هم  کمائی کرده است، به یاد نداشته است که مکرراً تذکر می داده است، که امریکا ضرورت به دریافت اجازه از جانب هیچ کس نداشته است که به افغانستان بیاید. و حال هم هر وقتی که بخواهد بدون مانع، خود می رود که در وقت خروج هم نیازمند به اجازه نیست. او باید اقلاً می دانست که وقایع ۱۱ سپتمبر چگونه رخ داده است، و «جورج دبلیوبوش»، این حوادث را به تاریخ ۱۲ سپتمبر به معنی «حنگ علیه کشورش» دانسته است.

به تأریخ بیست سپتمبر در بیانیۀ خود در جلسۀ مشترک مجالس کشورش، در رابطه با اقدام خود گزارش داده است. اضافه ازین درینجا، گنجایش ندارد. ملل متحد در ختم کنفرانس “بن” موضوع قوای امنیتی یا “صلح؟” را برای کارکنان سازمان ملل متحد تصویب کرده است. بیش از۵۵ روز عملیات قوای «سینتکوم» و متحدان «ناتوی» آن قبل ازین فیصله جریان داشته است…». مردم ما شاهد آن بوده اند، که “حادثۀ ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱م” در “نیویارک” و “واشنگتن” چگونه بوقوع پیوسته است.

به  تصویر ۱۱ سپتمبر۲۰۰۱م، که در چند سطر فوقانی می  توانید، ببینید، توجه کنید. درین روز «جورج دبلیو بوش»، رئیس جمهور ایالات متحده، در یکی از مکاتب «فلوریدا» با شاگردان مکتب صحبت داشته است، که فرد محافظ، یا امنیتی، اطلاعیه را به گوش او می رساند. روز بعد، درست به تأریخ ۱۲ سپتمبر، این عمل را علیه کشور خود، یک عمل «جنگی» ارزیابی نموده، کشور خود را در حالت «جنگ» تعریف کرده است. نخستین همبستگی را از جانب، اعضای پیمان نظامی آن و هم چنان از جانب کشورهای منفرد  دیگر، جلب می کند. چناچه وزیر خارجۀ وقت انگلیس به پاکستان سفر می کند، تا حمایت پاکستان را هم حاصل کند. البته ممکن است، که ازین حادثه به « سازمان ملل متحد» اطلاع داده شده باشد و سازمان ملل متحد این عمل «ترور» را محکوم کرده باشد. عملیات “جزائی” کاملاً، اقدام مستقل ایالات متحده بوده است. نمایندگان امریکائی نه تنها از این اقدام حمایت نموده اند، بلکه به حجم ۴۰ میلیارد دالر، هزینۀ مالی برای اعمار مجدد، در اختیارحکومت قرار داده اند.

اما برنامۀ هجوم بر افغانستان را با شعارهای “جنگ علیه تروریزم” و “برای آزادی پایدار”، به تأریخ بیست سپتمبر ۲۰۰۱م، رسماً اعلام داشته و قوای «سینتکوم» بر حسب دستور رئیس جمهور، با حمایت متحدین آنها، مستقل و بدون کدام اجازه از جانب کدام مرجع دیگر، عمل نموده است. این کدام عملیاتی نبوده است که تحت کنترول ملل متحد بوده باشد. درین چند تصویر یگانه سفیر طالبان “ملا عبدالسلام ضعیف”، در اسلام آباد و معاون او «سهیل شاهین» را می بینید.

از زبان اینها، جواب رد به مطالبات “ایالات متحده” مبنی بر تسلیمدهی، متهمین حوادث یاد شده شنیده شده است. در همان لحظات می دانسته اند که خطر “خطر حملۀ جزائی” متصور است. از زبان “سهیل شاهین” معاون سفیر “ملا عبدالسلام ضعیف” شنیده شد که: “وقتی قوای امریکائی پیاده شد، جنگ حقیقی آغاز می یابد.

” و سفیر “ملا ضعیف”، پیام “ملا محمد عمر” را به گوش جهانیان می رساند که از “جهان اسلام، طالب حمایت بوده است، تا از دین اسلام حمایت کنند.” جریان وسیع مطالبات «ایالات متحده» در روزهای قبل از اقدام حمله، بطور وسیع در مطبوعات نشر شده است. همه می دانند که به عنوان مثال «حامد کرزی» را کی با ین «سادگی» در رأس ادارۀ کشور رسانید و هم، جا نشین او چکونه به “ارگ” داخل ساخته شده است.

وقتی “جورج دبلیو بوش” خود صریحاً گفته است که کسی که با ما نیست، با دشمن است، تهدید به همه کشورها نبوده است؟ از جانب دیگر مشابه به همین سؤال، ژورئالیستان نیز سؤالی را در برابر “الاخضر براهیمی” مطرح کرده بودند، که این مدعوئین نمایندگی کوچک است که به  نمایندگی از مردم افغانستان معرفی گردیده است. او به جواب می گوید، که می خواهیم با این نمایندگی کوچک کار بزرگ انجام دهیم. اما وقتی دورۀ مآموریت او ختم می شود و “حامد کرزی” برای او “پاسپورت افغان” تقدیم می کند، اعتراف می کند که اشتباه کرده بود. حال مثالهای زیادی هم موجود است که مبلغین دولت ایران و مبلغین سائر افراطیون، دائماً در فکر آنند، تا “نواقص” سیاست امریکا و غرب را به رخ آنها بکشند و تبلیغ کنند. در یک مقطع دیگرهم چنان “حامد کرزی” مدعی شده است، که گویا از سال ۲۰۰۵م و یا ۲۰۰۷م سال، “ژورنالیست” از سال ۲۰۱۰م ببعد، نام می برد، که علیه «امریکائی ها»عکس العمل نشان داده است، که اجراآت آن درست نیست. در واقعیت امر، بعد از سال ۲۰۱۰م محسوس بوده است. درینجا سؤالی هم مطرح شده می تواند که آیا در مورد  نتائج عملیات ۲۰۰۱م (تصاویر فوق)، در همان روزهای اول هم، اعتراض داشته و یا نه؟ آیا پس از ۷ اکتوبر ۲۰۰۱م، که در عین حال از زندگی خود او هم، حفاظت می نموده اند، از دید او عملیات ها مورد قبول بوده است؟ در پایان تصویر «ملا عبدالسلام ضعیف» که با وجود تقاضای «پناهندگی» سیاسی که از دولت پاکستان کرده بود، اما قبول نشد و برخلاف نان و نمک زندان «گوانتانامو» برایش حواله شده بود. حال شنیده شده است، که پس از «فرار اشرف غنی»، نخستین ارتباط « حامد کرزی» از طریق تلیفون با «ملا عبدالسلام ضعیف» در «دوحه»، بوده است، که برقرار نموده است. در آخرین تصویر، در ملاقات «حکمت کرزی» با «داکتر زلمی خلیلزاد» که در سمت راست او نشسته است، از کی نمایندگی می کند؟ مردم افغانستان از جانب آنها چه انتظار می توانند داشته باشند.؟

پایان

برای ارتباط، احترامانه از شما دعوت میشود به آدرس های ذیل با ما در تماس شوید

[email protected] و یا [email protected]

به استناد مادۀ ۲۰میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، تبلیغ برای جنگ و ترغیب و دعوت به نفرت نژادی، مذهبی، زبانی و هرنوع دیگر آن، که منجر به خشونت و زور گردد، از نشرات ممنوعه محسوب گردیده ، اقبال نشر نخواهد یافت