انجام این وحشت چه خواهد بود؟

شمار خوانندگان این مطلب تا کنون: 508

۲۰۲۲/۱۲/۱۰

انجام این وحشت چه خواهد بود؟

درست ۳۰ سال قبل از امروز، “صبغت الله مجددی” رهبر “تنظیم جهادی”، که گفته می شد، او یکی از “فتوا دهندگان جهاد” نیز بوده است و متعاقباً در  تحت نام “جبهۀ نجات ملی”،  به فعالیت های مسلحانۀ ضد  دولت “کودتا” و قوای “شوروی” پرداخته است.

نامبرده فارغ التحصیل “جامعۀ الازهر مصر”، در یک کنفرانس مطبوعاتی، در دورۀ “دو ماهۀ ریاست جمهوری”، حکومت “تنظیمی” در سال ۱۹۹۲م، در رابطه با ادعای کسانی که می گفته اند: «قرآن‌ قانون اساسی مسلمانان» است، صریحاً رد نموده، تضیح نموده است که “محتوای قرآن” متشکل از مجموعۀ از هدایات و توصیه هاست، نه قانون. “حامد کرزی” را هم می بینید. که در عقب شانۀ چپ او نشسته است، و با کلۀ بی مو و “سبیل” سیاه حال هم در بارۀ موقف او همه مطلع اند. در آن ماه های سال ۱۹۹۲م و ۱۹۹۳م که درسمت “معاون وزیر خارجه” مقرر بوده است، در جنگ داخلی به فرار مجبور شده است و حال که با “تایتل”، “رئیس جمهور سابق” یاد می کنند، سی سال کلانسال تر از آنوقت است، ادعا دارد، که ” این وطن ماست، در وطن مانده و می مانم” او با لبخند، در تحت عنوان “روایت فرار” با “ژورنالیست ایرانی؟” در بارۀ “شکست امریکا” و “فرار غنی” سخن می زند، خود چنان حرکات و اشاراتی از خود بروز می دهد، گویا “مالک” غیر مسئول درین کشور، باشد و چنین انتباه  هم حاصل می گردد با دو تمایل مشهود «راسیزم نژادی» و «راسیزم دینی» با پیوندهای، بین المللی در «حلقات اسلامی» ضد «غربی» متبارز می گردند. چندی قبل قسمتی از «تیم ترکیبی» در حاکمیت، با این لباسها، به قدم بر می داشته اند. شخص سوم در قطار مصاحبه کنندگان، شخص آشناست که بطور نسبی در طولانی ترین زمان «سخنگوی حرکت طالبان» بوده است. این «ذبیح الله مجاهد» است، که در لحظات نخست، پس از ورود به «ارگ» و تسخیر «کابل»، از زبان او «ختم جنگ» اعلان می گردد و عفو عمومی نیز، از حلقوم او پخش می گردد. سازماندهی نمایشی اخیر به خاطر نظاره نمودن «قصاص» یک  جوان در ولایت فراه، برای این نویسنده  خیلی تکانده بود. معاون سخنگوی “بلال کریمی مدعی می شود که گویا “تحقیقات” صورت گرفته بود. اینکه چه افراد با کدام سطح شناخت از قوانین و سائر مدارک ثبوت، در تحت چه شرایط صورت گرفته است. وقتی گزارش می یابد که حادثه “شش سال” قبل واقع شده است و “طالبان” قریب پانزده و نیم ماه “فراه” را در کنترول داشته باشد. تعجب است که نه تنها مردم را به تماشا می خواهند، بلکه وزرای و معاون صدر اعظم را هم، از کابل، در یک پرواز به فراه می آورند. در سیستم حقوقی، قضات یک رهنمود دارد که در حالت عدم موجودیت ثبوت صریح، باید توجه شود که اگر صد مجرم رها گردد، بهتر است، نه اینکه یک بی گناه کشته شود. نویسنده ۵۷ سال قبل بعد از یک و نیم سال تدریس در لیسۀ احمد شاه بابا در قندهاً، تبدیلاً به سن قریب ۱۹ سالگی، در لیسۀ ابو نصر فراهی به تدریس ریاضی و فزیک و سایر مضامین ساینسی ادامه داده است.

یقین است که برای یک جامعه و یک دولت خیلی وحشتناک و تباه کنند تمام خواهد شد، که “حاکمان” و مسئولین سیاسی – اداری، در گفتار و اعمال خود، به بی باوری و بی اعتباری از جانب رعیت مواجه شوند. خدا خیر کند. معلوم نیست که اینها از “عفو” عمومی چه تعریفی خواهند داشت. شب های دراز و تاریک وشمشیر تیز و دراز همه اتباع را تهدید می کند. در جمله عوامفریبی و تظاهر اینها خیلی نگران کننده است. از جمله “حامد کرزی” کسی است که بطور نمونه از اصطلاح “جرگه” و “لویه جرگه” در زمان قدرت، سالیان طولانی سوء استفاده می کرد و بالاخره آن عنعنه را هم، بی اعتبار ساخت، حال با کلمۀ “گفتمان ملی” عوض کرده، است و  خواهان “هویت نو” است. حال چون این نویسنده تحصیلکردۀ مسلکی حقوق نیست، بناءً متمایل نیست که با تسخیر کنندگان که یک “نظام سیاسی دینی” می خواهند، به مباحثه حاضر شود. اما اینکه در جهان دیگر دانشمندان چه فهم و درک از موضوعات “جرمی” و حقوقی دارند، توجه خوانندگان محترم را به این چند سطر جلب می کنیم:  فیلسفوف و تیئوریسن سیاسی قرن بیست، “هنا آرینت”، در یک صحبت خود، با یک “فزیکدان” آلمانی، “هنس پیتر دیور” که خودش را “طفل” قربانی “جنگ دوم جهانی” می دانسته است، از فزیکدان می پرسد که در “چهار سال جنگ”، چه جرمی را “انجام داده بودید؟” او به جواب می گوید، که: « من هیچ جرمی نداشته ام، بلکه، با من طوری برخورد می شد، مانند آنکه “جرم” کرده باشم. آنها چنین اتهام می بسته اند که من عمل خلاف قانون انجام داده باشم. در حالی که قربانی جنگ بوده ام و بهترین دوستان دوران طفلی ام را هم از دست داده ام. ویرانی ها را دیده ام. وقتی عساکر امریکائی از بیرون می آیند و خود آنان را “فاتح” و “نجات دهنده تبلیغ” می نموده اند، یک طفل  ۱۶ ساله را به زندان می اندازند. من با خود می گفتم که دیگر به انسان باور ندارم». «هنس پیتر دیور» می خواسته است، تا برای “هنا”، «داستان» خود را حکایت کند، «هنا» علاقه نشان نمی دهد، بلکه به لکچر خود ادامه می دهد. «هنس – پیتر دیور» می گوید، که در آن لچکرعالی چیزی تشریح شد که با قصه های خودم مطابقت داشته است. بعد “هنا” در خطاب به شاگردان امریکائی می گوید که در «نقاط بحرانی جهان، جائی که از وقوع جنگ ها، شنیده می شود، جرم همیشه از بیرون بزرگتر از آنچه که رخ داه است، حکایت می شود. و هم چنان جرم و یا گناه کسانی که در داخل، گناه خود را ارزیابی می کنند، از آنچه که واقع شده باشد، کمتر می دانند.» بعد به ادامه بیان می دارد، که «جرم تنها در آن خلاصه نمی شود که انسان، با یک ضربه کسی را قتل کرده باشد، بلکه جرم در آن لحظه شروع می شود که، انسان یک عمل خلاف قانون و نادرست را مشاهده کند و بدون عکس العمل از آن دور رود و با خود، گوید که «به من غرض» نیست. برخلاف وظیفه آنست که از مجری پرسیده شود که چرا مرتکب به این کار می شود، بدون اینکه از خود کدام حکم درست و یا نادرست بودن عمل او را، صادر کند. وقتی مجری توضیح دهد، از چنین یک جریان انسان می تواند هم، طرز دید  او و هم  طرز دید خود را بشناسد.»

حال اینک ۱۵ ماه و ۲۳ روز از تسخیر پایتخت توسط یک «زور مسلحانه» می گذرد. اینکه در کشور چه می گذرد، انواع مختلف خبرها و گزارشات تبلیغاتی با اهداف احتمالی  سر پوشیدۀ استخبارات حریفان قدرت در عرصۀ بین المللی شنیده می شود که با محتوای وحشتناک و گمراه کننده، انسان را بکلی فاقد توان حرف زدن می سازد. همه می دانند که “مذاکرات دوحه” چه مدت و بین چه طرف ها رخ داده است. از زمانی که این “تسخیر” رخ داده است، علاوه بر اینکه محتوای مکمل توافق دو طرف دقیق معلوم نیست، بلکه مکرراً یکدیگر را به تخلف از این و آن نقطۀ “تعهد” متهم می سازند. وقتی مأمور  ایالات متحده که در هر جا و با هر کس دیدارها دارد و در هر جا موقف ایالات متحده را، از موضع یک قدرت بزرگ، بیان می دارد، اخیراً باز مدعی شده است که اگر، آن قدرت بزرگ ببیند که “تروریستهای بین المللی” در افغانستان جمع شوند، “ما فوراً علیه آنها عمل می کنیم.” این عمل را بیست سال پیش هم انجام داده اند.

خود مدعی بوده اند، که وقتی به اقدام نظامی دست زده اند، که رهبری طالبان، قریب بیست و یک سال قبل، متهمین را جهت محاکمه برای “ما تسلیم نداده اند”. مردم ما و جهانیان از همه موضوعات واقف هستند. این هم همواره واضح بوده است، که در اعمال ترور در خارج از افغانستان، هیچ افغان سهم نداشته است. حال جای خیلی تعجب است که این چنین موضوع را “سخنگویان” چرا تکرار می کنند، که به هیچ کس “اجازه نمی دهیم که از خاک ما علیه کدام کشور دیگر حمله صورت گیرد.

” اجازه ندادن یک چیز است و توان کنترول داشتن آنها، چیز دیگری است. چه کسی به حرف شما باور خواهد کرد وقتی در عمل چیز دیگری را در پیش می گیرید؟ آنهائی که از زمان تسخیر شما، مانند گذشته در داخل کشور خون بی گناهان را می ریزند، اینها کیانند؟ که شما نمی توانید آنها را مهار کنید. هیچکسی تا به حال در وجود شما این توان را نمی بیند. از مدت ها قبل سیاستمداران بلند مقام امریکائی گفته اند که ” طالبان افغان” دشمن منافع آنها نبوده و به امنیت آن کشور بزرگ، خطر ایجاد نمی کنند. به عبارت دیگر هیچ کسی در وجود شما این خطر را احساس  نمی کند که شما این توان را داشته باشید، و مانند “تروریستهای بین المللی” کاری کرده بتوانید.

لیکن شما تا به حال نه محتوای قانون خود را نشر کرده اید، و نه هم کدام پروگرام معمول سیاسی – اقتصادی و اجتماعی را منتشر ساخته اید. مردم باید بدانند که چه می خواهید و چگونه انجام  می دهید. شما فقط توانسته اید که مردم افغانستان را به مرگ تهدید کنید و  تمام آنها را محروم از همه حقوق انسانی و محروم از آزادی های انسانی، در قید خود نگهدارید و چنین صحنه های و حشتناک اعدام صحرائی و یا قصاص را تمثیل کنید. انجام این وحشت چه خواهد بود؟ آنچه خارج از مرزهاست، ممکن شما هم مستخدم کدام پلان عملیاتی قدرت بزرگ در چهارچوب جنگ های «نیابی» در پس پرده شوید. کردار و اعمال افراد “سرپرست” و “اجراآت” آنها، هم چنان دور از کردار و عمل هر انسان، با عقل و خرد، شمرده می شود. این افراد مکرراً یک متن کوتاه ریخته شده را توسط سخنگویان خود، تکرار می کنند: از خاک افغانستان علیه هیچ کس خطر متصور نیست!. هیچ کسی تا اکنون چنین ادعا نکرده است که این اعمال از خاک افغانستان آغازشده باشد. بطور مثال هیچ کسی را نشنیده ایم که گفته باشد، که اعمال “تروریستی” علیه سفارتخانه های “ایالات متحده” و یا حوادث چون “۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱م” در “نیویارک” و واشنگتن و هم بر عمارت “پنتاگن” در جوار واشنگتن را، که صورت گرفته است، از خاک افغانستان، انجام یافته است. بلکه ایالات متحده، متهمین را،  سازماندهانی می دانسته است که آنها را اعضای رهبری “القاعده”  شناخته بودند و طبق گزارشات نه تنها در ساحات تحت “کنترول طالبان” و مشخص در “قندهار” حضور داشته اند، بلکه جانب قدرت بزرگ هم چنان در طی سالها می دانسته است، که این رهبران آنها در افغانستان حضور دارند، و اینرا هم می دانسته  اند که  جنگی های آنها، در صف طالبان شما در جنگ «داخلی» علیه «اتحاد شمال» سهیم بوده اند، بطور نمونه در سال ۱۹۹۸م  بطور صریح می دانسته  اند. در همین سال، «حامد کرزی» به حیث «نماینده در سازمان ملل متحد» از جانب “ملا محمد عمر مجاهد” معرفی شده بود. حال که “حامد کر زی” می گوید که او با “رهبری طالبان” مکاتبه داشته است، آیا شما سخنگویان اطلاع دارید، که “حامد  کرزی” در رابطه با اظهار رهبر “القاعده” که جنگ بین “امریکا” و “جهان اسلام” را آغاز یافته اعلان کرده بود، چه مشوره داده است؟ اگر او کرسی افغانستان را در ملل متحد اشغال می کرد، در رابطه با جنگ “آغاز یافته” چه موقفی را در ملل متحد اتخاذ می کرد؟ ازین موضوع هم واقف هستیم که پدرش درسال  ۱۹۹۹م ترور می شود.

او از آنوقت ببعد ظاهراً با رهبری طالبان اختلاف نظر پیدا می کند، شایعات می رساند که ترور «پدر» برای آن هدف صورت گرفته است تا راه را برای او صاف کنند که هم کلان قوم «پوپلزائی» شود و هم ازین موقف در بازار سیاسی غرب، «راه» یابد  حال وقتی اگر شما، یک سطر را که در پایان تصویر “اوساما بن لادن” ذکر شده است که او “جنگ” بین “امریکا” و “جهان اسلام” آغاز شده خبر داده است، آیا شما و دوستان و حامیان تان هم این “جنگ دینی” را در عرصۀ بین المللی به پیش می برید؟ مردم ما تا به حال، از شما غیر از کلمۀ “شریعت”، دیگر کدام متن قانون را نخوانده اند.

در دورۀ اول قدرت “طالبان”، از اعدام یک “زن” زیر چادری با ضرب مرمی کلاشنیکف، که در “ستودیم کابل” انجام یافت، درس نیاموختید. وزیر خارجۀ وقت شما، “متوکل” نام، آن اعدام علنی را برای خود افتخارآمیز دانسته است.

پایان

برای ارتباط، احترامانه از شما دعوت میشود به آدرس های ذیل با ما در تماس شوید

[email protected] و یا [email protected]

به استناد مادۀ ۲۰میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، تبلیغ برای جنگ و ترغیب و دعوت به نفرت نژادی، مذهبی، زبانی و هرنوع دیگر آن، که منجر به خشونت و زور گردد، از نشرات ممنوعه محسوب گردیده ، اقبال نشر نخواهد یافت