از دولت افغانستان کی نمایندگی می کند؟

شمار خوانندگان این مطلب تا کنون: 3386

۲۰۲۲/۰۸/۲۹

از دولت افغانستان کی نمایندگی می کند؟

حال اضافه از یکسال سپری شده است، که پس از لحظات فرار رئیس جمهور نامنهاد، سردمدار و حافظ ادارۀ فاسد، یک گروپ معلوم الحال “مسلح” افراطی تحت نام “اسلام”، کشور را تسخیر نموده است .”سناریو” و جریان حوادث که چگونه، این “گروپ” به “تسخیر” نائل گردیده است، به همگان معلوم است. روشن ساختن “چراغ سبز” از جانب ایالات متحده، به ابتکار و تلاش چه کسانی صورت گرفته است، هم چنان معلوم است.

درین یکسال، از هر طرف تبلیغات و دروغ پراگنی ها هم ادامه دارد. از یک طرف هیچ یک دولت، تا اکنون “تسخیر کنندگان” را برسمیت نه شناخته است. “رهبران” حاکمیت کنونی، مدعی اند، که گویا “از افغانستان نمایندگی” کرده اند و گویا با جهان خارج، از طریق “تعاملات” مسائل را حل وفصل می کنند. برخی از “میدیاهای” الکترونیکی، اینجا و آنجا تلاش دارند، تا “علل سقوط” را دریابند و با نشر مطالب پیش پا افتاده، مدعی می شوند که گویا “رازها” را افشاء کرده باشند.

به همه معلوم است، که در روز “فرار رئیس جمهور” و سائر مقامات “دولتی” که خود با چه نوع “جعلکاری ها” و تحت “حمایت” چه قدرت، در “ارگ” محافظت، تمویل، تسلیح و تجهیز می شده است،  و هم با چه کسانی در کشور مشغول فعالیت بوده است. اینکه در پس پرده، قدرت های اصلی چه هدایاتی به این افراد داده باشند، نویسنده دقیق گفته نمی تواند. منابع خبری این ادعاهای متضاد، “رئیس جمهور فراری” را نشر می کردند. یک سرود ، برای “فراری” ممکن جالب بوده باشد که گویا “نمی خواسته “است، تا مانند “نجیب الله” به قتل برسد. در عین حال آنچه در همان لحظات، خبر رسانی ها  از “آدرس مشاور امنیت” رئیس جمهور گزارش می داده اند، که گویا “زندگی” او در خطر بوده است. برخی ها، افاده می نموده اند، که با این “فرار”، از انتقال “رسمی” و “پروتوکولی” قدرت جلوگیری شده است. اینکه درین یکسال در سفارتخانه ها، چه می گذرد، معلومات در دست نیست. اما رسانه ها، خبر می دهد که کسی بطور نمونه، به نام “فایق؟”، یکی از سکرتهای نمایندگی افغانستان درسازمان ملل متحد، “خود نمایندگی” را به پیش می برد. معاش و مصارف را کی می پردازد؟ در حالی که سفارت در “واشنگتن” مسدود است. نمایندۀ کاندید شده برای سازمان ملل متحد، از جانب “تسخیر کنندگان”، با سابقۀ کار در دورۀ اول حکومت “امارت اسلامی” در سفارت افغانستان در اسلام آباد،  که از مدتی در دفتر “طالبان” در دوحه ایفای وظیفه می نماید و گاهی هم در نقش سخنگوی در مطبوعات اظهارات او شنیده می شود، گفته است، که ادارۀ “تسخیر کنندگان” با “۱۵” کشور در تماس بوده و با آنها از روی “تعامل” برخورد می کنند. اینکه تعاملات آنها، در چه سطح و با چه ماهیت است، روشن نیست. پس از یکسال، “رئیس جمهور فراری”، از “دوبی” به “انجام مصاحبه” ظاهر می شود و از “فرار” خود، “دفاع” می کند. او مدعی می شود که گویا “فرار پلانشده”، نبوده است، به این کار “متوسل” شده است، تا از “خونریزی و ویرانی کابل” جلوگیری شود. بجای اینکه “رئیس جمهور “دست نشانده و فراری”   به چنین “مصاحبۀ” پر سر وصدا، متوسل می شد، باید در محافل با صلاحیت امریکائی گزارش می داد، نه اینکه، در برابر قریب ۴۰ میلیون نفوس تخمینی فعلی افغانستان که در معرض تباهی قرار دارند، برای پخش “شهرت” خود تبلیغ می کرد. با وجود آنکه این نویسنده، در طی سالها، علاقمند نبوده است، که راجع به کارکرد های افراد درین حکومت های وابسته، به ارزیابی بپردازد و یا در منازعات طرف های درگیر، که بخصوص پس از سال ۱۹۹۲م، در تحت سلطه و “هژمونی” بنیادگرایان اسلامی از افراطی ترین تا معتدل ترین قرار داشته است، طوری که از همکاری قماش های مختلف و متنوع “راسیستی”  و متنفذین محلی و جنگ سالاران نیز برخوردار بوده اند، در کدام طرف میلان نشان دهد. برخلاف همواره، از آنچه در برابر مردم بی گناه و بی پناه ما رخ می داده است، متأثر و نگران بوده است.

درین نوشتۀ کوتاه، هدف این نیست که بر اظهارات متضاد این و یا آن شخص صحبت شود، که شخص زیر نظر باشد، بلکه اصل محتوای مطلب برای نویسنده ارزش دارد، تا روابط منطقی مفاهیم افاده شده واضح گردد. خوانندگان محترم، می دانند که از یک سال به اینطرف در کشور چه می گذرد. البته برای هموطنان اطمینان داده می شود، که نویسنده تا اکنون از هیچ یکی از میدیاها چون “فیسبوک”، “تویتر” و یا “یوتوب” و غیره کار نمی گیرد و به آن صفحات و خبر رسانی های معلوم الحال هم که دروغگوئی بیشتر آنها، متصور بوده می تواند، گوش نداده و باور ندارد. طوری که می دانیم، درین اواخر باز موضوع “محدودیت”، “سفر” بر قریب “۱۳ ” عضو مهم “حرکت طالبان” که “دولت آنها” تا هنوز برسمیت شناخته نشده است، در “شورای امنیت” سازمان ملل متحد، تحت بحث بوده است. در مورد، مقامات رهبری، “طالبان” اظهارات” خود آنها را داشته اند. اما استدلال و اظهار “معاون سخنگوی”، آقای “بلال کریمی” هم چنان، می تواند به طرح سؤال کوچکی اجازه دهد. او می گوید که این چنین فشارها و محدودیت ها، می تواند “فاصلۀ” بین امارت اسلامی را با “مجامع بین المللی دور تر سازد.” می توان پرسید که جناب ایشان تا اکنون فاصلۀ دوری و یا نزدیکی را با کدام معیار تشخیص نموده اند، که از آن معیار “دورتر” تصور می کنند؟ از جانب دیگر، آیا جناب ایشان به رهبری «امارت اسلامی» این موضوع جدی را هم گزارش داده است، که جهانیان در قدم اول به نسبت مسدود ماندن مکاتب بر روی دختران بعد از صنف ششم خیلی نگران اند و متعاقباً به نسبت جلوگیری از زنان به کار و عدم احترام به سائر جوانب حقوق آنها توجه جهانیان، متمرکز می باشد. سوال دیگری که هم می تواند، از «رئیس فراری» و سائر هواداران او مطرح شود، اینست که وقتی یک ادارۀ “وابسته” و “شکلاً ساختگی”، بشکلی از اشکال به اصطلاح “سر بریده” می شود و اداره عملاً در دست کسانی می افتد، که در عرصۀ بین المللی برسمیت شناخته نشده است، پس در رسمیات و شکلیات، چه “طرزالعمل” از جانب مجامع بین المللی، مشروعیت خواهد داشت. جهان در گذشته با “کودتاهای” بی شمار، با خونریزی و بدون خونریزی، که همه ماهیت غیر قانونی و غیر مشروع داشته است، یا استقرار یافته و یا شکست خورده اند، آشناست. اما حال وقتی چنین نمونه، “نوکر فراری” و دست نشاندۀ قدرت “بزرگ” به اصطلاح “افشاء” می سازد، که گویا خودش “آخرین” کس بوده است، که “فرار” کرده است، و واضح تشریح می کند که “وزیر” دفاع او با معاونین خودش قبلاً “فرار” کرده بودند و در عین حال با ذکر منابع “خارجی ها” می گوید آنها از “اجرای کودتا” علیه او نیز، حرف زده بودند. اینکه “خارجی ها” کی ها باید بوده باشند، نمی گوید، اما می دانیم که اشغالگر کی بوده است؟. پس سؤال های زیاد دیگر هم می تواند به این ارتباط طرح شود، که وقتی “آخرین فرد” بوده است که کابل را به قصد خارج ترک کرده است، اول کی امنیت او را در لحظات خروج گرفته بود و این افراد تابع کدام نظم امنیتی بوده اند

و آیا همان “کودتا” عامل اصلی و فوری فرار او بوده است؟ و یا “جلوگیری از خونریزی و ویرانی کابل”؟ و هم اینکه “نمی خواسته است، مانند نجیب الله” حلق آویز شود؟ کدام واهمه بیشتر بوده است؟ وقتی”دولت دست نشانده” در عمل خود منحل گردیده بود، و این “سر قوماندان اعلی” وزارت دفاع نداشته است، پس “جنگ” را چه کسی باید به پیش می برده است؟ در تمام ولایات و ولسوالی ها در هفته ها و ماه ها “تسخیر” صورت گرفته بود، چه کسی باید، در کابل دست به “خونریزی” می زد، در حالی در جای دیگر خود می گوید، که امریکائی ها پول را بر او قطع کرده بودند. هواداران این شخص تبلیغ می کنند که گویا “افشاگری” کرده است، این چه افشاگری بوده است؟ افشاگری دولتی وقتی وزنه دارد، که یک «راز سری» دولت نزد کس باشد و برملا سازد. این مستخدم قراردادی به چه «رازها» باید دسترسی داشته  بوده باشد؟ برای مردم ما “تیاترها” و انتخابات جعلی” اخیر معلوم بوده است، که یک “مرده شوی” و رئیس “شرکت تدفین جنازه ها” در مجموعۀ “سیاستمداران” با تابعیت دو گانه، به نام “جلالی”، اقلاً دو مورد را نظیر “وابستگی دولت” به “کمک های همه جانبۀ امریکا” و هم جعلکاری در انتخابات را تأئید نموده است و درین بیست سال، یک زمان “وزیر داخلۀ حکومت کرزی” و عضو تیم “بزرگ” از “خلیلزاد” تا “غنی” بوده است، خود نمایانگر آنست که اصلاً این “فراری” چیزی نداشته است، که افشاء بتواند. مگر به یاد نداریم که در فاصلۀ چند متری، در تحت شرایط حضور قوای قدرت بزرگ و متحدان آن، دو رئیس جمهور اعلان شد و “خلیلزاد” خود را مجبور دانسته بود، تا در محفل، اعلان “اشرف عنی” به حیث برنده اشتراک کند. این “اشتراک” را ممکن “فراری” به عنوان “سند” در ذهن داشته باشد، که قدرت بزرگ او را به حیث “رئیس جمهور” و سر قوماندان اعلی، می شناخته است. ازین “چیغ کش” فقط می پرسیم که چه کسی او را مصوون از کشور بیرون کشیده است؟ در حالی که در آن لحظه عملاً دولت او منحل بوده است و رئیس دولت، بدون ارگانهای دولت؟ از جانب دیگر این “فراری” پلانشده، چرا واهمه از کشته شدن را مانند “نجیب الله” بهانه می آورده است؟ “نجیب الله” قریب پنج سال، دیگر در رأس امور نبوده است و در یک مقر “سازمان ملل متحد”، پناهنده شده بود، که تا اکنون تمام جریان قتل او و برادرش رسماً بیان نشده است. همه آنچه را که می دانیم، از مطبوعات است. صرفنظر از اینکه این شخص تا چه اندازه با «ترمینولوژی» های علمی و اصطلاحات معمول آگاهی خواهد داشت، مگر چه کسی در افغانستان، تا به حال تلاش کرده باشد، تا “مسلمان بودن” خود را “مستند” بسازد. یک مسلمان امروز می تواند از اسلام رو گردان شود. در دیگر ادیان هم امکان دارد. در صورتی که دین اسلام، مانند “ادیان” دیگر، به جبر نه، بلکه انتخاب “آزاد فرد” است و هم صرفنظر از اینکه یک “مسلمان متدین” چگونه فرائض را بسر می رساند و تا جائی که می دانیم، مسلمان مؤمن، در عبادت خود، فقط به آنچه توجه دارد، که خود به آن عقیده دارد. نه اینکه به نمایش و تظاهر بپردازد. هیچکس نیازمند این نیست که به دیگران گزارش دهد، که چرا او به چنین عقیده است. وقتی این شخص با استفاده از “پروتوکولهای دولتی” چنین “فیلم” تهیه می کند، خود می تواند، به  مثابۀ تمایل او به “راسیزم دینی” معنی دهد. کسی که به ادای “حج” می رود، حق اوست که از جملۀ پنج بنای مسلمانی آنرا، اجراء می کند. همینکه اگر علایم تلاش به امتیاز طلبی، شهرت و بخصوص بهره برداری سیاسی محسوس باشد، می تواند،  بازهم “راسیزم مذهبی” تعبیر گردد. خوانندگان محترم ممکن این مصاحبه را شنیده باشند، هرگاه تا اکنون نه شنیده باشند، توجه کنند که این شخص چگونه، بطور مثال، تعریفی از کتگوری های اجتماعی دارد. خیلی شرم آور است. در ختم، توجه خوانندگان محترم را بیک نقطه جلب می کنیم، که این شخص به حیث “ولسمشر بر حال” می گوید که ما باید با پاکستان صلح کنیم!آیا دولت پاکستان رسماً یک جنگ اعلانشده با افغانستان داشته است؟ در زمانی که «رئیس جمهور» دست نشانده بود، چه کرد؟

پایان

برای ارتباط، احترامانه از شما دعوت میشود به آدرس های ذیل با ما در تماس شوید

[email protected] او یا [email protected]
به استناد مادۀ ۲۰میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، تبلیغ برای جنگ و ترغیب و دعوت به نفرت نژادی، مذهبی، زبانی و هرنوع دیگر آن، که منجر به خشونت و زور گردد، از نشرات ممنوعه

محسوب گردیده ، اقبال نشر نخواهد یافت.