نه راز وصلت دانستم ونه به سِرهجرانت پی بردم.

شمار خوانندگان این مطلب تا حال: 705

۲۰۲۲/۰۷/۱۲

نه راز وصلت دانستم ونه به سِرهجرانت پی بردم.

به سرت قسم هم وطن گلم، که نه شمول درحلقۀ زور مندان، یا در آمدن در صف ٍثروت اندوزان ، نه دست داشتن در آدم کشی، خون ریزی و هزاران فتنه و فساد و نه بازی گری های مزورانۀ زمانه مرا در ردیف  سیاست گر بی سند قرارداد که نیستم، و  نه خلف بودن بابای شیخ سیاست گر محیل، مرتجع فرصت طلب و یا پیوند با گروه شارلتان خود پرستان تحلیل گر سیاسی ام ساخت که بازهم نیستم.

با کمال تواضع در حد توان کنجکاوم حقیقت جو پیوسته در تحقیقم و پالیدن و کاویدن. در جهان بی حد و حصراطلاعات و پهلوهای نهان و پنهان رموز، اصرار ورزی برصائب بودن مطلق نظرم را گناه دانسته، مظهر خود ستایی  و دور از سلک عارفان می دانم.

به ارتباط پیشنهاد اخیر جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکا به مجلسین  مبنی بر حذف نام افغانستان از فهرست متحدین غیر ناتوی امریکا، به خاطر ناراض بودن جناب شان از نظام طالبانی، که خود به قدرت رسانید، می خواهم نکات چند را و لو دراز است بر بنیاد برداشت خود برای روشن ساختن موضوع به عرض برسانم! حوصله مندی ات می خواهم.

البته همه می دانیم که ساختار سیاسی امریکا، بر ۳ قوه محکم و پایدار استوار است و حکومت ها می آیند و می روند. حکومت این کشور به زعامت دانلد ترمپ با موافقۀ اکثریت در پارلمان را اراده بر آن شد، که با حفظ منافع ملی امریکا، به سیاست های عنعنوی مداخلات این کشور در تعیین مسیر سیاسی وتحمیل نظام مطلوب خواست امریکا بر دیگران تجدید نظر شده به حضور قوای نظامی و جنگ های فرا مرزی پایان داده شده و بالاخص جنگ بیست سالۀ امریکا را در افغانستان مطابق عقلانیت سیاسی نا فرجام، بیهوده و ضایعۀ مالی و جانی خواند و برای ختم آن تدابیر آنی اتخاذ شد. با طرف مقابل منازعۀ مسلح «طالبان» تصمیم به مذاکرات صلح و ختم مسالمت آمیز جنگ بر بنیاد شرائط، توافقات و تعهدات جانبین اتخاذ گردید. دوحه پایتخت امارت اسلامی قطر به حیث مقر مذاکرات انتخاب شد.

امریکا در مدت هشت ماه با بیگانه ای برای آوردن صلح و ختم جنگ دور میز مذاکره نه نشست، بلکه با جریانی درب مذاکره بکشود که در عمق تشکل، تربیت، عقاید، افکار و مراکز تعلیمی و منابع تمویل آن  با نحوۀ برخورد های محاربوی شان اطلاعات ثقه و دقیق داشت. ودر یک مرحلۀ حساس سیاسی سهل ترین و مناسب ترین وسیله برای فرو نشاندن خشم، قهر و غضب مردم امریکا این گروه در آن آوان برگزیده شد، که، هم لعل به دست آید و هم دل یاران نه رنجد در زبان خودشان Soft Target گفته می شود که با زورمندی  و یکه تازی امریکا بدون توجیه مستند قانونی و اصولی پای این جریان  را به ناحق به حیث عامل در سانحۀ ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ کشانده و با وحشیانه ترین شیوه های ظالمانه  زیر نام مبارزه با تروریزم عزم نابودی شان کرده، شرائط، تشکلات و حلقاتی را به قوت نظامی و مالی اش ایجاد کرد که طالبان را نابود کرده دیگر در افغانستان توان سر بالا کردن نه داشته باشند.

ولی بازیگر ماهر شاگرد وفادار انگلیس  در قیافۀ هم پیمان و دوست و نفع بردار کمک های سرشار مالی ولی پیرو و حامی مکتب خاص عقیدتی افراطیت دینی فراریان وپناه جویان قوای ورشکستۀ طالبان را بر بنیاد منافع و علایق طویل المدت خود در افغانستان بسیج، تسلیح، با فنون و اسلوب جدید تدریس و از منابع ثروتمند با اندیشه های همگون  مدرسوی تمویل وبه کارزار علیه امریکا و متحدینش سوق داد. به اسامه بن لادن بنیان گزار مکتب القاعده و مهندس واقعۀ ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ با اشاعۀ معلومات غلط پناه گاه مصون داد

نمایندۀ امریکاځلمی خلیل زاد، امریکایی افغان الاصل، به ابتکار خود درجریان مذاکرات صلح، برای کسب شهرت و آرزوی رسیدن به  مقام ارشد بازی های مزورانۀ انجام داد که به دنیا انتباه دهد که در این توافق نامه علایق و نگرانی های جوانب مختلف در منطقه و فرا منطقه و آرزوی تبدیل افغانستان به یک مملکت مأمون و مصون توجه شده.

اما در واقعیت  جانب امریکا برای ختم کار و رسیدن به هدف نهایی بازی های مرموزی کرد که ذهنیت جهانیان را مغشوش ساخته وچنان عجله به خرچ داد که اندک ترین توجه به عواقب این صلح تخیلی مخصوصاً برای یافتن یک رهنمون عملی برای آیندۀ افغانستان متعاقب توفق نامه و پدیده های منطقوی آن صورت نه گرفته قسمت عمده و اساسی که برای افغانستان سرنوشت ساز و ذی اهمیت حیاتی بود بعد از سپردن رسمی  سند  قدرت آینده در ۲۹ فبروری سال ۲۰۲۱ به طالب، به مذاکرات زیر نام بین الافغانی محول شد که مطلقاً نمایشی فاقد کم ترین صلاحیت اجرائیوی و توان تصمیم گیری بود.

در ختم مذاکرات امریکا ظاهراً(تا جایی که نامحرم است) به تعهدات سست بنیاد و غیر عملی طالبان باور نموده به خروج قوای نظامی خود و متحدینش از افغانستان تعهد سپرد،در حالیکه سرنوشت سیاسی افغانستان کاملاً مغشوش و معلق ماند و هیچ نوع وضاحتی در مورد موقف حکومت بر سر اقتدار وچگونگی  جریان طالب در ساختارآیندۀ سیاسی  افغانستان متعاقب توافق نامۀ دوحه وحود نه داشت. ترمپ می خواست این توافق نامه را همگون با موافقۀ Camp David(صلح مصر و اسرائیل) در  ۱۱ سپتمبر ۲۰۲۰ به نحو شانداری به حیث یک موفقیت سیاسی حکومت خود تجلیل کند، که با درک حساسیت تعیین وقت آن با مخالفت مشاورین امنیت و نظامی مواجه شد. مجالس(بین الافغانی) بعد از بغل کشی امریکا و طالبان مثمر ثمری نبوده و طالبان با موقف قوی تر قدرت به هیچ وجه داخل بحث جدی با طرف مقابل  نه شده و این مذاکرات چه در دوحه ویا ممالک دیگر پیامد امیدوار کننده برای ملت افغانستان در بر نه داشت.

مطبوعات امریکا بعد از توافق نامۀ دوحه و در جریان اوج فعالیت های نظامی طالبان و تصرفات مناطق یکی پی دگر متواتر از سقوط حکومت بر سر اقتدار شایعات پخش نموده(نیویارک تایمز، واشنگتن پست و وال ستریت جورنال) و سقوط را به طور قطع از ۲ الی ۶ ماه پیش بینی کرده و وزارت خارجۀ امریکا حکومت متزلزل کابل را برای دادن امتیازات به طالبان(آزادی محبوسین متهم به ارتکاب جنایات وحشیانه) با تهدیدات تحت فشار قرر داده بود و با ایجاد اختلاف بین ارگ و سپیددارموقف غنی را تضعیف و عبدالله با انعطاف تمایل به سازش نشان داده در سفری به پاکستان موقف متفاوت غیر قابل تصور در برابر طالبان گرفت.

با برنده شدن حزب دموکرات در انتخابات سال۲۰۲۰ ریاست جمهوری، جوبایدن به حیث رئیس جمهور توافق نامۀ دوحه را از سلف خود به ارث برد، در حالی بسی تصامیم و تصاویب ترمپ را در امور بین المللی و داخلی نسخ و فسخ نمود ولی توافقنامۀ دوحه میان امریکا و طالبان را در کل Entirety  به استثنی تغییر زمان خروج عساکر بدون تزئید و تنقیصی پذیرفت، جو بایدن در دوران معاومنیت ریاست جمهوری اش با تصمیم اوباما و پیشنهاد مقامات نظامی برای ازدیاد قوای نظامی  Surge و جنگ فیصله کن در افغانستان مخالفت کرده خود خواهان ختم جنگ و بیرون شدن از افغانستان بود.

 او در مورد افغانستان چندان حسن نظر نه داشته تحت تأثیر تبلیغات استخبارات پاکستان و پرویز مشرف قرار داشت.  

 در ضیافت نان شب  در ارگ این احساس خود را علنی،خلاف تعاملات دپلوماتیک در حالی که میز نان  به پا  خاسته بود دستمال را به زمین زده با لحن خشن  به حامد کرزی در مقا بل شکایات او از تخلفات و مداخلات پاکستان، گفت، که به اصطلاح هزار افغانستان را به خاک پای پاکستان برابر نمی کنم. با داشتن روابظ تنگاتنگ با داکتر عبدالله عبدالله تصور واقع بینانه از ساختار اجتماعی افغانستان نه داشت در زمان رهبری روابط خارحی سنای امریکا با هم دستی عبدالله در دسیسۀ خلاف تعاملات سیاسی کشاندن کرزی برای استیضاح در سنا بایدن نقش داشت.

حکومت بایدن  باید کمیته ئی متشکل از نمایندگان هردو  مجلس را موظف با ارزیابی همه جانبه ای توافق نامه ای دوحه می کرد که آن را از جوانب مختلف با پیامد های داخلی(افغانستان)، منطقه و دنیا مورد بر رسی قرار داده، با شناخت عمیق جانب مقابل در پهنای وفرت اطلاعات استخباراتی توان مندی جریان طالب را در عملی ساختن تعهدات شان در صورت عدم اطمینان پیشنهاد فسخ و یا با شمول شرائط اضافی تعدیل  ان را می کردند.

مناسب ترین و دموکراتیک  ترین راه حل همین بود که طالب بعد از امضای توافق نامه از قوت جنگی به جریان سیاسی مبدل شده در انتخاباتی که وقت آن تعیین می شد، در حالی که حکومت بر سر قدرت به آن موافقه کرده بود، انتخابات  تحت نظارت مستقیم شورای امنیت در حضور قوای صلح ملل متحد(مثل افریقای جنوبی و بالقانات) نمایندۀ طالبان  متحد شرکت نموده آراء عامه موقف طالب را در آینده سیاسی مملکت به صورت مسالمت آمیز تعیین می کرد و حلقات ذیدخل نتایج انتخابات را تحت نظارت شورای امنیت ملل متحد و پاسبانی قوای صلح ملل متحد صورت گرفته بود باید می پذیرفتند.

شواهد و قرائن بعد از سقوط حکومت سابق افغانستان نشان داد که مسؤولیت فروپاشی نظام افغانستان متوجه سیاست های مطروحۀ امریکا بوده که حتی متحدین آن را غافل گیر ساخت

برای خلق هرج ومرج عقل و منطق عامیانه حکم می کند که خلق هرج و مرج ، اضطراب، بی نظمی، تشنج برای خروج قوای نظامی امریکا و متحدین از میدان طیارۀ کابل یک عمل فاقد هر نوع تدبیر معقول سیاسی و نظامی بود. شرائط همگون شکست ویتنام در کابل وجود نداشت که ایجاب چنین عجلۀ مفتضح و ننگین را بنماید.

اگر خروج در موقع معین در نظر بود چرا امریکا میدان مجهز و عصری بگرام را که ظرفیت پرواز صدها طیاره را در روز داشت تخریب کردند؟ چرا امریکا بدون یک نظارت دقیق و تشخیص کارمندان مستحق(همکاران افغان) درب طیاره های خود را برای ایله جاری ها و افراد بی سند باز نموده  و چنان واهمه  و اضطراب و هیاهوی بی موجب آفریدند که بیم آن می رفت که امروز یا صباح صدها هزار به قتل رسیده و جوی های خون در کابل جاری می گردد. و برای ثبوت آن انتحاری در میدان راه یافت. داستان های مراکز اولیۀ پناهندگی حاکی از آن است که دخترکان خورد سال گدای کنار سرک و خانمی خمیر در نانوایی و بچه گکی با صندوق بوت رنگ و دیگرانی با بالشت های پر از بانک نوت صد دالری به طیاره بالا شدند.

علی الرغم سقوط حکومت به طور مخفی بین طالب و قوای نظامی امریکا تفاهمی بود و دلیلی دیده نمی شد که طالبان بر قوای نظامی امریکا و متحدین حمله ور شوند و امکانات مذاکره برای یک خروج منظم، تدریجی تحت نظارت صورت گیرد.

متحدین امریکا مخصوصاً انگلستان، فرانسه و جرمنی این عجله، بی نظمی و هرج مرج را غیر موجه خوانده انتقاد کردند. حتی بعد از حملۀ انتحاری مسؤولیت گلوله باری را بر افراد ملکی توسط قوای وارخطا و دست و پاچۀ امریکایی قلمداد کردند. حملۀ طیاره بی پیلوت(درون) در ظاهر بر افراد داعش در نزدیکی میدان هوایی غلط ثابت شد و قربانیان افراد یک خانوادۀ بی گناه به شمول اطفال بود.

نتیجه

جو بایدن به حیث رئیس جمهور و مخالف شدید بسی پالیسی های دانلد ترمپ با تجاربی که از تمام جریانات افغانستان به حیث یک سیاست مدار مجرب داشت می توانست توافق نامۀ دوحه را در کل رد کرده راه نوی در پیش گیرد و یا مطابق واقعیت های عینی افغانستان، منطقه و جهان تعدیل نماید تا متضمن ایجاد یک افغانستان با امن و با ثبات مطابق مقتضیات عصر و زمان شود.

افغانستان از داشتن لقب اعزازی «متحد بیرون ناتوی امریکا» که بروت چربکی بیش نه بود، خیری نه دید و پس گرفتن آن هم  چرت طالب را خراب نمیکند.

اگر ترمپ طرح نابودی افغانستان ریخت، جو بایدن آن را در عمل پیاده کرد.

حذف نام افغانستان از فهرست یاران غیر ناتو برگ زیتونی بیش برای پوشاندن شرمگاه امریکا نیست.

پایان

برای ارتباط، احترامانه از شما دعوت میشود به آدرس های ذیل با ما در تماس شوید

[email protected] او یا [email protected]
به استناد مادۀ ۲۰میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، تبلیغ برای جنگ و ترغیب و دعوت به نفرت نژادی، مذهبی، زبانی و هرنوع دیگر آن، که منجر به خشونت و زور گردد، از نشرات ممنوعه محسوب گردیده ، اقبال نشر نخواهد یافت.

اهتمام محتویات مندرج دریک مطلب نشر شده در سایت ا. ا. مسئولیت تام نویسنده است.