آیا واقعاً توافق نامۀ دوحه یگانه عامل سقوط جمهوریت بود؟

شمار خوانندگان این مطلب تا حال: 1266

۲۰۲۲/۰۶/۲۰

آیا واقعاً توافق نامۀ دوحه یگانه عامل سقوط جمهوریت بود؟

متأسفانه تا امروز به جز آگاهی به چند شرط عمده و عمومی مبنی بر تعهدات جانبین قرار داد دوحه (طالبان و امریکا) جزئیات دقیق، با تفصیل و برازندۀ مندرحات شامل این قرار داد مکتوم است و از انظار پوشیده.

نمایندهٔ اضلاع متحده (Zalmay Khalilzad) زلمی خلیلزاد (چپ) و نمایندهٔ طالبان (Abdul Ghani Baradar) عبدالغنی برادر(راست) در حال امضای توافقنامه در دوحه، قطر، به تأریخ ۲۹ فبروری سال ۲۰۲۰

رادیو آشنای صدای امریکا امروز شنبه ۱۸ جون ۲۰۲۲ گزارش جالبی از یک گرد همآیی شاملین، متخصصین و صاحب نظران سیاسی مالک آسیای میانه توسط سازمان همکاری «کمکار» در واشنگتن پیرامون دلایل عمدهٔ سقوط نظام قبلی افغانستان و دور نمای آیندۀ افغانستان داشت.

گرچه، نویسنده، قبلاً می دانستم و بار ها گفته و نوشته بودم که امریکا ،همان گونه، که در حملۀ زور گویانه و نا مؤجه اش بر حریم افغانستان حق حاکمیت ملی این کشور  را نقض و سلب کرد، همچنان، با اعلام تصمیمش مبنی بر ختم جنگ با طالبان و نشستن دور میز مذاکره با نمایندگان این جریان دردوحه و دور نگهداشتن جانب شرعی و قانونی معامله یعنی دولت افغانستان(که خود ساخته، تقویه و حمایه کرده بود) در مرحلۀ اولی مذاکرات به طور علنی بازهم حاکمیت ملی افغانستان را نقض، سلب و پامال کرد.

جالب ترین موضوع در این جلسۀ «کمکار» اظهارات جنرال هیبت الله علی زوی(شاید در نام اول شان اشتباه شده باشد) لوی در ستیز سابق قوای مسلح افغانستان است که گفت«در جریان نبرد با طالبان در حال که تعدادی از ولسوالی ها را در شمال به تصرف در آورده بودیم، پیام های پیهم  از از منابع امریکایی و مراجع افغان مبنی بر توقف جنگ می گرفتم که تداوم جنگ مخالف روحیۀ قرار داد دوحه است.  می گفتم این قرار داد بین امریکا و طالبان است بدون شمول ما، اگر جنگ را متوقف سازم طالبان بر پوسته ها و افراد من حمله می کنند.

علی زوی گفت اشتباه من در این بود که حکومت نظامی را اعلان نه کردم شاید وضع بدین منوال در نمی آمد!!

آقای شاد رحیم عضو سازمان کمکار بیانات علی زی را مبین احساس ملی دانسته و تائید کرد که توافق نامۀ دوحه عامل عمدۀ فروپاشی دولت پیشین بوده و این قرار داد به حیث حربه علیه قوای نظامی افغانستان به کار گماشته شد.

خانم نیلوفر سخی تحلیل گر سیاسی شامل مجلس صحبت را به آینده و این که چه باید صورت گیرد مسیر بخشیده به امریکا و جامعه جهانی پیشنهاد تعاملات مشروط را با طالبان کرد و علاوه نمود که نیرو های متحد ملی توان تغییر روش نظام های تک رو و خود کامه را دارد که باید به آن عطف توجه و سرمایه گزاری صورت گیرد.

ادارۀ مفتش عمومی باز سازی افغانستان       SIGAR در راپور ۷ می سال جاری ادارۀ دانولد ترمپ و جوبایدن را مبنی بر خروج قوای نظامی امریکا از افغانستان مسؤول سقوط جمهوریت اسلامی قلم داد کرد.

جنرال علی زوی در ختم جلسه خلاف نظریات بعضی شاملین جلسه بر اهمیت مذاکره و تعامل با طالبان تأکید نموده جنگ را انتخاب معقول نه دانست و گفت جنگ، جنگ می آفریند و وضع کنونی زادۀ جنگ است و پیش گرفتن طریقت جنگ درگیری خونین دیگر چهل ساله خواهد بود. در پیدا کردن راه حل از رقابت قدرت طلبی و تصامیم شخصی پرهیخته منافع ۳۶ ملیون تبعۀ افغانستان مد نظر گرفته شود.

شأن نزول این روی داد

 به باور این قلم توافق نامۀ دوحه  عامل جزئی و کوچک  سقوط نظام بوده نه عامل کلی آن، گرچه نمی توان دلیل منطقی این سیاست دو پهلوی امریکا را که هم یک اردو ۲ تا ۳ صد هزاری را تمویل،تجهیز، تدریس و تعلیم مصاف ارزش ساخت و هم مانع انجام وظیفه اش شد. چرا بعد از ۸ ماه مذاکره اعلام نکرد که در افغانستان به طور قطع جنګ قطع است. در خفا مانع عملیات قوای نظامی می شد ولی طالبان به عدت و شدت عملیات خود افزودند.

به هر حال سقوط این نظام را می توان در ساختار دو قطبه و پیروی از اصل رقابت و کار شکنی به جای تساند و همکاری سراغ کرد. مصلحت گرایی های خلاف منافع ملی توأم با کرنش و اعطای امتیازات، صلاحیت های فرا قانونی و معافیت در برابر بازخواست به شاه نشینان زورمند جانیان حرفوی  منطقوی چیزی به نام حیثیت، اعتبار و قدرت برای دولت مرکزی باقی نماند و گسترش علنی فساد و ترویج آن به حیث فرهنگ دولت داری پایه های نگهداشت نظام را در حکومت دو سره یی ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ و ایجاد تشکیلات برای اقناع خواسته های قدرت طلبی و شرکت علی السویهٔ دو شخص در دولت داری سال ۲۰۱۵ – ۲۰۲۱ به هیچ وجه متضمن بقای این نظام خس پوشک بوده نمی توانست که با وزش طوفان نی بلکه نسیم گوارای صبحگاهی سرنگون می شد، که شد.

پایان