انقلاب ننگین سال ۵۷ و جنبش بر اندازی رژیم آخوندی!

شمار خوانندگان این مطلب تا حال: 770

۲۰۲۲/۰۵/۲۹

یک چشم انداز مختصر بر انقلاب ننگین سال ۵۷
و جنبش بر اندازی رژیم آخوندی!

در این فرصت که بیشتر از هر زمان دیگر جنبش اعتراضی اقتصادی – سیاسی ایرانیان شجاع و آگاه علیه رژیم جمهوری اسلامی نکبت بار آخوندی در بسی شهر های ایران به راه افتاده است، صرف نظر از یاد آوری بسی تظاهرات و مبارزات گذشته مردم آن کشور یکی هم در موضوع بلند رفتن قیمت نفت بود که دستکم بیش از یک هزار و پنج صد نفر توسط امنیتی های رژیم به قتل رسیدند، تعداد بیشماری زخمی و زندانی شدند.

 اکنون با دیدن فیلم های ویدئویی و شنیدن بحث های تحلیلی معلوم میشود که این بار بنابر دو عامل اساسی، یکی بخاطر نهایت بالا رفتن قیمت اساسی ترین نیازمندی های مردم مثل نان، برنج، روغن و گوشت که حتی بخشی عظیم مردم برای زنده ماندن خود توان خرید نان خشک را هم ندارند.

 دوم: استبداد و فساد گسترده ای بی حد و مرز که در تمام نهاد های دولت شکل مافیایی را به خود گرفته است، از چنین وضعیتی این بار عزم و اراده مردم نوید آن را می دهد که در جهت مبارزه دوام دار تا فروپاشی و سقوط رژیم آخوندی قاطع ایستاده اند، زیرا چندان چیزی در بساط مردم و دولت برای ادامه حیات باقی نمانده است.

در حالیکه چهل و سه سال قبل کشور ایران داشت در تحت رهبری محمد رضا شاه پهلوی و برنامه های مترقی آن در همه زمینه ها رو به رشد و شکوفایی بود، انقلاب ننگین و نکبت بار سال ۵۷ صورت گرفت، آنچه مخالفین شاه گفته و تا هنوز می گویند به هیچ وجه رویداد انقلاب در اثر فقر و دیکتاتوری به عمل نیامد، زیرا در آن زمان در آمد خالص ملی ایران بالاتر از ترکیه و کشور کوریای جنوبی بود. در آنوقت من سفری داشتم به ایران، ترکیه و آلمان، یک تومان ایرانی ده افغانی و دو لیره ترکی یک تومان ارزش داشت یعنی سطح زندگی مردم و پیشرفت  کشور  ایران بالاتر از ترکیه و کوریای جنوبی بود.

میتوان گفت: شرایط و اوضاع آن زمان از نظر اقتصادی و اجتماعی اصلا با رژیم آخوندی در چهل و سه سال اخیر قابل مقایسه نیست، آزادی و حقوق اجتماعی زن و مرد ایران در رژیم رضا شاه نسبتاً به خوبی رعایت می شد، البته مخالفت شاه بیشتر با کمونیست ها و رهبران تند رو مذهبی بود، بویژه با کمونیست ها زیرا آنها بر علاوه از تبلیغات خشونت زا، کار را بجای رسانده بودند که خانه های تیمی تشکیل داده و به عملیات تروریستی می پرداختند.

 مخالفت شاه علیه رهبران مذهبی مثل خمینی و رهبران سازمان های دینی مذهبی دیگر چون مجاهدین خلق که به غیر از خشونت و انقلاب راه و روش غیر از آن را نمی شناختند برخورد شاه با آنها برای حفظ امنیت کشور مسئوولیت و یک امر منطقی بود.     

به تکرار باید گفت درآن زمان از نظر اقتصادی و اجتماعی وضع ایران از همه همسایه های دور و بر آن بهتر بود و داشت به سرعت راه ترقی و شکوفایی را می پیمود، از نظر نظامی هم در دفاع از منافع ملی چنان قدرتمند شده بود که هیچ دولتی را جسارت جنگ و حمله به آن کشور نبود. آنچه باعث رویداد انقلاب فلاکت بار شد بیشتر از هر چیز دو عامل اساسی بود.

یکی اینکه: در آن وقت نقش شاه در تولید نفت و عضویت آن در پیمان نفتی بنام «او پیک» بسیار با اهمیت، برازنده و در بالا و پائین آوردن قیمت تاثیر گذار و تعیین کننده بود.

در آخرین سال های حاکمیت شاه قیمت یک بیرل یا بشکه نفت دو صد کیلویی تحت فشار دولت های مصرف کننده غربی و ایالات متحده امریکا دوازده دالر تعیین شده بود، شاه ایران اعلام داشت که دوازده دالر برای هر بیرل نفت بسیار ناچیز است و ایجاب میکند که بالا رود و ارزش آن می باید به تدریج به یکصد دالر برسد.

بلی از اینجا بود که دولت امریکا و دولت های غربی خریدار و مصرف کننده عمده نفت تکان خورده و با تصور اینکه اگر شاه از صحنه قدرت کنار رود و ملا ها به قدرت برسند ممکن به قیمت کمتری راضی شوند و همچنان رژیم ملا ها خواهند توانست بهتر جلو فعالیت های کمونیست ها و نفوذ دولت شوروی را بگیرند، با این تصورات و خیال پردازی ها، برای برچیدن بساط شاه دسته جمعی تصمیم گرفتند، مخالفت ها آغاز شد و دستگاه تبلیغاتی از داخل و خارج به راه افتاد و شاه ناگذیر به ترک کشور گردید و متأسفانه در آن وقت هیچ کشوری حاضر نبود برای شاه ویزه اقامت دهد، یک مرد فقط انور سادات رئیس جمهور مصر دوست شاه حاضر شد که برای وی و خانواده اش به عزت و احترام حق اقامت دایمی در کشور مصر بدهد.

بعد از رفتن شاه و در غیاب وی نخست وزیر شاپور بختیار، مخالفین بخصوص چپی ها و دینی مذهبی های طرفدار خمینی سر وصدای بیشتری را در خیابان های تهران و دیگر شهر ها به راه انداختند. خمینی هم از پاریس تبلیغ می کرد همینکه رژیم شاه برچیده شود از عاید فروش نفت دو صد دالر نقد به هر خانواده می رسد و آب و برق نیز مجانی می شود، مردم ساده انگار هم باور کردند شورش شدت یافت و خمینی از پاریس به تهران انتقال داده شد و بدین ترتیب انقلاب نکبت بار صورت گرفت.

 آنهم چه انقلابی که در فردای آن اعضای سفارت امریکا مقیم ایران به گروگان گرفته شدند. آنگاه ممکن غربی ها کمی دریافته خواهند بود که گذشته از بی کفایتی سیاسی ملا ها حرص و توقع، کینه و مخالفت آنها علیه دولت های غربی و امریکا چنان زیاد است که با هیچ کدام از رهبران جهان سوم قابل ارزیابی و مقایسه نیست چه  رسد با شاه، اما دیگر دیر شده بود.

در داخل ایران نخستین کار های نظام انقلابی خمینی خون آشام این بود که قاضی خلخالی جلاد را تعیین کرد که او بلا معطلی شروع به اعدام اشخاص و افراد بی شمار در دولت شاه و صدها نفر نخبگان ملی و صاحبان علم و دانش را به قتل رساند تا جائیکه حتی به نزدیکترین افراد پیرو خود شان چون قطب زاده و دیگران نیز رحم نکردند و دیری نپائید که فعالیت های تروریستی را در منطقه و جهان به راه انداختند از جمله شاپور بختیار نخست وزیر شاه را در پاریس با کارد به قتل رساندند، در محل پاریس بیست و جاهای دیگر ترور ها و انفجار های مرگ بار بر پا کردند و جنگ هشت ساله با عراق را به راه انداختند که منجر به قتل بیش از یک میلیون انسان و زیادتر از هزار میلیارد دالر خساره مادی و مالی به مردم و کشور ایران تحمیل گردید، سر انجام برای پایان دادن به جنگ نا فرجام به گفته خود خمینی با امضای دست کشیدن از جنگ و قبول صلح جام زهر را نوشید.

نا گفته نماند که از داخل هم گروه های در خوش خدمتی رژیم خمینی و در ضدیت با امریکا و غرب به خواست دولت شوروی یعنی رقیب جهانی امریکا، بسیار فعال شدند. حزب توده، چریک های فدائی خلق که خانه های تیمی تشکیل داده بودند بر علیه رژیم شاه  دست به عملیات تروریستی می زدند همه، زیر نام انقلاب به خواست خمینی و به اصطلاح ماهیت ضد امپریالیستی وی با او هم صدا شده بودند.    

 واضح ست که بسیاری از پیروان خمینی و انقلابی ها سال های زیادی را در انتظار معجزه ای از سوی به اصطلاح رژیم انقلابی و روسای جمهور نام نهاد از جمله خاتمی، احمدی نژاد، حسن روحانی و جنایت کار آخری رئیسی جهت بهبودی تا ایندم در اوهام به سر برده اند، ولی نه تنها چیزی از لحاظ بهتر شدن اقتصادی و اجتماعی نصیب مردم و کشور نگردیده بلکه بالعکس تا جائی هم بدتر شده رفته، چنانکه حالا در آن کشور دارای ظرفیت های طبعی و ثروت سرشار از درک نفت و گاز و غیره  حتی توان خرید نان خشک را هم مردم در خود نمی بینند.

شاید یک بخشی از کسانی که تا دیروز به دفاع از انقلاب سخن می زدند امروز پشیمان و مایوس شده باشند اما هنوز هم هستند کسانی در مقامات مهم و کسانی به دور و بر خامنه ای که از هیچ به همه چیز رسیده اند، و هر آن یک پای شان در ایران و یک پای خود و فرزندان شان در امریکا و اروپا است.          

 برگردیم به جنبش اعتراضی و بر اندازی رژیم جمهوری اسلامی نکبت بار، در این ارتباط باید گفت: مساله مهم فرق این جنبش تازه که به راه افتاده، نسبت به گشته ها در اینست که برای نخستین بار مردم به رهبری شایسته و مورد اعتماد شان یعنی شاهزاده رضا پهلوی دست یافته اند، و شاهزاده مذکور با درایت توانسته به مثابه پل ارتباط بین افراد و گروه های مخالف رژیم در داخل کشور و با ایرانی های خارج از کشور قرار گرفته و با وجود اینکه دولت های قدرتمند و همچنان دولت ایالات متحده امریکا سال ها از موضع سازش و منفعت جویی اعمال جنگ طلبانه و فعالیت های تروریستی رژیم آخوندی را در منطقه و جهان نادیده گرفته بودند و از ظلم و ستمی که در حق مردم ایران و پایمال نمودن حقوق بشر در همه جا چشم پوشی نموده اند.

اما شاهزاده رضا پهلوی با درایت و سعی و تلاش فراوان توانسته سر انجام در این شب و روز در ارتباط با بعضی از سناتور های امریکایی و با ارائه دلایل عینی و منطقی بر مواضع بی تفاوتی گذشته امریکا در قبال ایران تاثیر گذاشته قناعت بخشد که قدری احساس مسئوولیت و چشم و لب باز کرده در برابر اوضاع ناهنجار ایران و منطقه توجه نمایند، زیرا سال ها تجربه نشان داده است که آخوند خامنه ای کسی نیست که از جنگ و خشونت تغییر جهت داده و از  موضع خصمانه خود در مقابل اسرائیل، منطقه و جهان دست بکشد، گذشت چهل و سه سال نشان داده است که مذاکرات بر سر به اصطلاح «برجام» فقط بخاطر بدست آوردن وقت بوده و تا رژیم نکبت بار جمهوری اسلامی در قدرت باشد هرگز از ساختن سلاح اتومی دست بر نخواهد داشت. چنانکه روند مذاکرات  در آن باره تا کنون بی نتیجه بوده است.

حالا چنین احساس می شود که امریکایی ها بالاخره اوضاع وخیم رو به تشدید یک جنگ کامل و همه جانبه بین اسرائیل و ایران و اعتراضات وسیع خیابانی مردم در سراسر کشور ایران را درک کرده باشند، زیرا تصادفی نیست که برای اولین بار جو بایدن رئیس جمهور امریکا با وجود بسی ضعف ها و بی تفاوتی هایش در امور منطقه و جهان از سه هفته قبل بدین گونه به صراحت گفته است که : از اعتراضات بر حق مردم ایران حمایت می کنیم و اگر ضرورت دیده شود به مسلح ساختن مردم نیز اقدام خواهیم نمود.

بنا برآن آرزومندیم که سران دولت های دیگر نیز هرچه زودتر به سیاست های سازش گرانه گذشته شان با رژیم آخوندی خون آشام پایان داده به حمایت از حرکت های آزادی خواه و احقاق حقوق بر حق زن و مرد مظلوم ایران لب به سخن گفتن بگشایند.

مردمان آگاه و چیز فهم افغانستان به خوبی میدانند که بنابر مناسبات همسایگی و اشتراکات فرهنگی، زبانی و غیره با مردم ایران بیشتر از مردم هر کشوری با هم نزدیکتر اند و هر گاه کدام حرکت و تغییر خوب و یا ناگوار در کشور ما یا ایران روی دهد بی تردید به حال و اوضاع هر دو طرف تاثیر گذار است.    

خلاصه آنچه گفته شد باید امید وار بود زیرا از سه هفته بدین سو مردم با شهامت و آگاه ایران در هر شهر و دیار به پا خاسته و پی گیرانه وجود حاکمیت را زیر سوال برده که از پایان عمر نکبت بار آن در آینده ای نه چندان دور خبر می دهد. پایان