صحبتی هنگام خاک سپاری

شمار خوانندگان این مطلب تا حال: 300

۲۰۲۲/۰۴/۱۰

صحبتی هنگام خاک سپاری

 مرحوم ولی احمد نوری گرامی!

————————————————————–

نوشتۀ ذیل قرار بود در حین خاک سپاری خوانده شود اما بخاطر ماه

رمضان و سردی هوا نخواستم باعث زحمت حاضرین محترم شوم .

————————————————————–

اجازه دهید در باره دوست دیرین و برادر گرامی ام  مرحوم آقای ولی احمد نوری که  شما بیشتر وی را می شناسید، من فقط یگان نکته ای را که خودش قصه کرده و یا آنچه من از وی بر داشت دارم به عرض می رسانم:

نکته اول: آقای نوری و بعد از وفات ایشان سبرینه جان دختر نازنین وی تیلفونی بمن گفتند: پدر آقای نوری به سفارت روسیه شوروی در بخش قرار داد های تجارتی و اقتصادی اجرای وظیفه می نمودند، زندگی خوب و مرفه ای داشته اند، متأسفانه در اثر کدام دسیسه و توطئه پدر آقای نوری ده سال  زندانی میشود اما بعد ها بی گناهی وی ثابت می گردد که از زندان رها شده و روابط شان با مقامات بلند و خانواده محمد ظاهر شاه بسیار دوستانه و صمیمانه تا لحظه اخیر زندگی پا برجا می ماند چنانکه در همین روز ها آقای همایون شاه آصفی در فیسبوک از دوستی هفتاد ساله شان با آقای نوری یاد آور شده است.

با این حال در زمانیکه پدر آقای نوری زندانی شده بود هنوز دوران کودکی را طی نکرده و با مادرش زندگی می کرد، در یک فصل زمستان چنان زندگی از لحاظ اقتصادی برای شان سخت شده بوده که حتی قدرت خرید چوب و ذغال را نداشته اند، مادرش برای گرم کردن صندلی یک سطل را برایش می دهد و یک پارچه تکه را بدستش می پیچد تا رفته از گل خند حمام آتش بیاورد، در وقت انتقال آتش دستش چنان داغ و سوزان می شده که مجبور پس از هر چند قدم گذاشتن به سوی خانه سطل را به زمین گذاشته و باز آنرا گرفته حرکت نماید.

نکته دوم : از روزهای هم قصه کرده که در شهر نو کابل زندگی می کردند و نمایندگی فروش موتر بنس را بنام شنسب  با یکی دو نفر شریک دیگر در چار راهی حاجی یعقوب خان با هم داشتند، در آن وقت که همرای خانمش ژنین جان و دو دخترش ثریا جان و سبرینه جان زندگی میکردند، در اوج پول داری قرار داشته که چهار نفر به شمول آشپز در خدمت شان بوده. یعنی نوری صاحب مرحوم هر دو حالت فقر و ثروت را تجربه کرده اند.

نکته سوم : کودتای 7 ثور و بدنبال آن تجاور نظامی دولت شوروی سابق زندگی همه مردم را که نسبتاً به امنیت و آرامی بسر می بردند، چون زلزله و طوفان در بر گرفت که سال ها و تا کنون از آسیب آن هیچ افغان در امان و بی آسیب نمانده است، بعضی به قتل رسیدند، بعضی زندانی شدند و بسی کسانی ناگذیر خانه، هستی و کشور دوست داشتنی شان  را رها کرده و به هر طرف و هر کشوری که ممکن بوده پناه بردند و همین طور آقای نوری، من و شما دوستان.

نکته چهارم: به گفته آقای خلیل الله معروفی، آقای نوری «عاشق افغانستان» بود واقعاً از آغاز جنگ و جهاد تا لحظه مرگ در غم افغانستان بود، خانه پاریس 14 به سفارتخانه واقعی افغان ها مبدل شده بود، حضرت مجددی رئیس جمهور سابق ًولی مسعود برادر احمد شاه مسعود و بسی کسان دیگری که از افغانستان و جاهای دیگری به پاریس می آمدند بشمول سفرای مقیم پاریس نزد آقای نوری مراجعه می کردند. یعنی مرحوم نوری به اندازه ای شناخت از افغان ها و رابطه وسیع داشتند که کمتر کسی را با وی می توان مقایسه کرد.

نکته پنجم: تا جائی که من میدانم آقای نوری در مورد مهاجرین افغان و آزادی افغانستان از هیچ نوع کار و کمکی که در توانش بوده  دریغ نورزیده است. اما بهترین کاری که به فکرش رسیده همین کار فرهنگی سیاسی نشراتی بوده که سال ها مدیریت سایت افغان جرمن را به پیش برده و از پنج سال قبل تا یکی دو ماه از مریضی و نهایت ضعیفی، سایت آریانا افغانستان را تاسیس و کار آن را دنبال نموده است .

وی به خوبی دریافته بودند  که تا به اصطلاح روشنفکران افغان بدرستی و علمی درک و شناخت از کشور خود، منطقه و جهان پیدا نکنند و مردم عام یک مقدار از جهل و خرافات تغییر نیابد، جنگ و خون ریزی بخاطر کسب قدرت ادامه خواهد یافت، به همین نسبت بسی روز ها و شبها تا سحرگاه در عقب کامپیوتر نشسته کار میکردند در حال مریضی بار ها هر کدام از دوستان برایش می گفتند آخر شب ها تاصبح کار کردن به  صحت تان خوب نیست به خود فکر کنید و کمی زودتر بخوابید، در جواب می گفتند: ولله کار زیاد است چاره نیست. کار کسی دیگری را هم چندان خوش نداشتند زیرا به زعم خودش نباید یک ویر گل، سمی کولند، دش، گیم ای و غیره از نظر انداخته می شد. و چه رسد به اشتباه املایی و انشایی.

 سخن کوتاه آنقدر در باره کار سیایت احساس مسئولیت می کرد که به گفته خودش سایت مبدل به فرزندش شده بود. مگر روز گار سر انجام وا دارش ساخت که آنرا به آقای سیدال هومان و فرید فهیم بسپارد، ولی  باز هم چندان راضی  به نظر نمی رسید.

نکته آخر اینکه طی چند سال من و آقای اکبر زمین در هر ده پانزده روز به  دیدن اش می رفتیم و زمانیکه نسبتاً صحتش خوب بود به خانه ما می آمد و یا یکجا برای خوردن غذا به روستورانت می رفتیم ما هر دو نفر شاهدیم و جا دارد بگویم که : خانم ژنین با اینکه خود مریض بوده همواره به آقای نوری رسیدگی کرده و همین طور دو دختر نازنین وی در یک سال اخیر بین خود نوبت کرده بودند که یک مدت یکی و یک مدت دیگری به پدر و مادر و امور مریضی و مسئله شفاخانه رسیدگی نمایند.  بدین ترتیب سبرینه جان که در امریکا زندگی میکند و مصروف امور خانه و کار ترجمه است تا حال شش بار که سه بار در سال 2021 و سه بار در سال 2022 از امریکا به پاریس رفت و برگشت نموده است.

ثریا جان که در رشته مهندسی تحصیل کرده است، در پهلوی کار های رسمی و امور خانه همواره به پدر و مادرشان رسیدگی لازم را نموده اند.  واقعاً هر دو دختر تحصیل کرده هر چیز های خوب کلتور فرانسوی و افغانی را فرا گرفته  و به وجه شایسته عمل می کنند.

لذا برای خانم ژنین  و دختر های نازنین و همچنان محترم آقای ولی جان زاهر و همه دوستان از بابت وفات نوری صاحب گرامی تسلیت عرض میکنم و در همینجا برای وی اطمینان می دهم که کارهای سایت شان به خوبی پیش می رود با خاطر آسوده و آرام بخواب، بخواب، که شب ها بخاطر آزادی مردم افغانستان نخوابیده ای، آسوده بخواب زیرا سایت نشراتی یا نوری را که به راه انداخته ای مشعل راه دیگران خواهد شد. خدا حافظ.