ولی احمد نوری که من افتخارشناختش داشتم.

شمار خوانندگان این مطلب تا حال: 398

۲۰۲۲/۰۴/۰۴

یکی از بهترین خاطرات زندگی ام  افتخار پیوستن من با انجمن اهل خبرۀ افغان جرمن آنلاین و شرکت در مجالس سکایپی روز های جمعۀ شان بود که بعد ختم برنامۀ تلویزیونی ام شرکت می کردم. که با کمال حرمت با محبت و صمیمیت بدون حلق خشکی و آزردگی مباحث با دیدگاه های متفاوت روی مسائل مربوط وطن توأم با مزاح ها و فکاهیات صورت می گرفت به شمول ذوات محترم دانشمندان نحبه، انجنیر صاحب کریم عطایی(صحتمندی شان آرزوست)، مرحوم ولی احمد نوری، رحمت آریا، میرمن ملالی موسی نظام، اکبر زمین، نعیم بارز، اعظم سیستانی، رحمن غوربندی، انجنیر سیدال هومان، مسعود فارانی، غوث جان باز، انجنیر قیس کبیر. فضا نهایت دوستانه بود که از معرفت با این نخبگان و آن مجالس  خاطرات خوشی دارم.

همکاری من با محترم ولی احمد نوری متدرجاً با شناخت عمیق تر و روابط نهایت مستحکم، صمیمانه، با احترام متقابله توآم با صداقت و صراحت لهجه قائم گردید. دوستی که در قاموس عنعنات معتبر افغانی تعریف شده بود. یگانه دلیل تحکیم روز افزون و اعتماد بر هم دیگر طرز دید و وجوه مشترک ما در مسائل ملی بود.

در ابتدا با طرز گفتارو  بذله گویی ها و مزاح های من نا بلدی می کردند ولی کم کم عادت کردند.

احترام من به جناب شان وقتی فزونی یافت که در یافتم پدر مرحوم شان یک محکوم و متهم ناحق  استبداد بوده و مدتی را در زندان سپری کردند. ولو که عمل ظالمانه غیر انسانی بود، این حادثه اندک ترین تأثیر، جزء یاد درد ناک آن، بالای افکار و طرز دید ولی احمد نوری نه داشت و برعکس بعضی ها قلم و اندیشه اش را با عقده کشایی به سوی تخریب اذهان عامه و تحریف واقعیت ها مسیر نه بخشید.

او رویداد های وطن را با عقلانیت و درایت و شناخت عمیق جامعه با سینۀ فراخ از چشم انداز وسیع بدون کدورت، نفرت، تعصب و تبعیض می دید.

مرحوم محترم ولی احمد نوری بر بنیاد واقعیت های عینی جامعه، شرائط اجتماعی، اقتصادی و روابط بین الدول به شخص مرحوم اعلیحضرت محمد ظاهر شاه و چهل سال دوران سلطنت شان به حیث یک زمام دار معقول، جامعه شناس، برده بار، متواضع، خردمند ، متعادل، دوری گزین از تجمل و تشریفات و احساسا ت افراطیت، منم گویی و خود خواهی، واقع بین خیر و صلاح وطن، معمار نه ویران گر و عادل، احترام، ارادت و عقیدت خاص داشت که یکی از وجوه مشترک ما بود که او از من  می خواست  که این را بعد از وفات شان بنویسم.

  در دوران مهاجرت ، ولی احمد نوری، به حیث یک فرزند با احساس و طن پرست برای متجلی ساختن داعیۀ سترگ مقاومت بی نظیر ملی افغانستان علیه تجاوز وحشیانۀ شوروی و حکمروایی مزدوران شان علاوه بر فعالیت های مطبوعاتی، فرهنگی و تبلیغاتی در تداوی مجروحین جهاد افغانستان در فرانسه مساعی زیادی به خرچ داده و با جمعیتی برای انتقال مسالمت آمیز قدرت در افغانستان و جلوگیری از خون ریزی و ویرانی خدماتی ارزندۀ نمودند که متأسفانه با نفوذ بازی گران سیاسی ناکام شد.

به کمک پسرم یما سه بار اروپا رفتم و در هر مرتبه به زیارت نوری صاحب شتافتیم ما را با همسر محترمه و مهربان خود ژنین جان  با نهایت عزت و حرمت شاهانه پذیرایی نمودند بهترین میزبان خوش صحبت و شرین کلام و خوش سلیقه بوده و آشپز بسیار مجرب و ماهر. در هر بار این ضیافت ها قصه های ما تا دمدمۀ صبح دوام داشته افغانستان به پاریس می آمد.

در آخرین دیدار نوری صاحب دعوت شأندار ترتیب و این بار وطندار ما ضامن علی جان به حیث میزبان لذیذ ترین هوسانه های وطنی را تهیه نموده و به خاطر ما از دانشمندان محترم متوطن پاریس جنابان محترم داکتر کمال سید، اکبر زمین، نعیم بارز و ظاهر عزیز دعوت نموده بود، شبی با مهمان داری با صفاه و صمیمیت نوری صاحب عزیز نهایت پرکیف خاطره آفرین بود تا روشنی صبح ادامه یافت. ما مات و مبهوت صحبت های دلچسپ و آموزندۀ این بزرگواران بودیم، بزمی بود از دلباخاتگان عشق پرسوز افغانستان که زسیاست گرفته تا فلسفه و تأریخ محتوای صحبت ها بود. واقعاً شب پر از خاطره بود و برای یما اولین فرصتی بود که خود را در جمعیت نخبگان افغان می دید و برایش مسرت بار و در عین حال غم انگیز بود و گفت پدر حیف که افغانستان چه شخصیت های دانای خود را از دست داد. و هربار از آن شب و دوستان و کاکا نوری یاد می کند.

داکتر کمال سید نور افگن این محفل بود که نه تنها طبیب نامور افغان بلکه وارد فلسفه و تأریخ وطن و جهان بود.

Hello Paris “Noori”… هلو پغی (پاریس)

Hello Kabul ”Jenin” هلو کبول (کابل)

این قصۀ عشق نوری صاحب با همسرش ژنین جان است که در افتتاح تلفون مستقیم کابل و پاریس، نوری صاحب از مرکز اتومات کابل  به حیث آمر دستګاه در حضور مأمورین عالیرتبه و سفیر فرانسه صدا زد «هلو پغی!!! (پاریس)» و “ژنین” زپاریس صدا برآورد که : هلوووو کبول!!! (کابل). این مکالمه و این صدا در قلب نوری صاحب به طور اسرار آمیزی راه یافت و باعث ایجاد عشق افسانوی تأریخی شد تا این که ولی جان صاحب این صدا را در سفرش به پاریس یافت و این عشق مأورای بحار به وصلت انجامید و هردو چون عاشق و معشوقه، هم راز و غم گسار همدگر شده و باهم زیستند. حاصل این وصلت دو دختر است به نام های ثریا  جان نوری و سبرینه جان  نوری. ولی جان متعاقب علالت مزاج طوانی بالاخره به تأریج دووم اپریل سال ۲۰۲۲ مطابق ۱۳ حمل ۱۴۰۱  “هلو کبول”  خودرا تنها ماند.

خانم ژنین نوری در اقامتش در افغانستان در ترقی، توسعه، تغییر دیزاین پوستین و پوستینچۀ غزنی مساعی به خرچ داده محصول صنعتگران غزنی را در بازار پر تقاضای اروپا عرضه نمود و عاید معتنابهی نصیب مؤلدین آن شد.

ولی احمد نوری یک فعال سیاسی و فرهنگی و اطلاعاتی بوده که از خود آثار گرانبهایی به میراث مانده که درج آرشیف وبسایت ها است.

ولی احمد نوری بنیان گزار و مدیر مسؤول وبسایت افغان جرمن آنلاین و وبسایت آریانا افغانستان آنلاین بود.

خداوند به ولی احمد نوری قلبی داده بود به صفایی آئینۀ بی گرد و غبار، راست و روشن که در آن تقلب، کذب، ریا و فریب و دغلی راه نداشت. به تأسی از اعتماد به نفس خود بر همه اعتبار می کرد و گمان نمی برد کسی در حقش ناحق جفا کند و نیکی اش را به بدی پاسخ گوید. مهربان بود و سخاوت مند، رک و راست در خدمت دوست حاضر تا قیمت جان. در وطن پرستی همتا نداشت زندگی ولی احمد نوری در  افغانستان، نامش وقار و عزتش خلاصه می شد.

در برابر دشمنان وطن، وطن فروشان و اجیران بیگانه موقف آشتی نا پذیر داشت.

همان طوری که تجاوز بر حریم خاکش رانمی خواست به حیث آزاده مرد نیکو خصلت حافظ افتخارات فرهنگی و تأریخی  هرگز تجاوز بر زبان و فرهنگ و ادعای مالکیت خاک و ناموران افغان را نمی پذیرفت و با شهامت علیه آن مبارزه می کرد. به قومیت خود می بالید ولی من می دانم که قوم گرا و قوم پرست نه بود.

خوش باوری زیادش و قلب مصفایش زمینه ساز سوء استفادۀ دون صفتان گردیده در حقش ناسزا گفتند و اتهام بستند.  هرگز در صدد انتقام جویی نه بود، چون نیت بدی در قلب و در دماغ نداشت و به کسی هرگز ضرر نه رسانیده بود از بدی دیگری سخت می رنجید و زود آزرده می شد.

فتنه انکیزی و غماضی بد خصلتان او را با قلب پاکش نسبت به دوستان نزدیک و وفادارش مشکوک می ساخت اما خوش بختانه به حرف و وساطت من گوش می داد و وقعی قائل می شد.

تا صحتش خوب بود هفتۀ دو سه بار با من صحبت می کرد و در امری با من مشوره کرده به پیشنهادات من همیشه احترام داشت.

دوستان جوانی و شرائط زندگی در وطن موضوع جداگانه است ولی در غربت و مهاجرت یافتن دوستانی چون ولی احمد نوری کمال سعادت است و رفتنش واقعاً سخت دردناک و روان افگار کن است.

اگر تا صبح بنویسم فکر می کنم آن چه شایستۀ این دوست خوب و عزیزم است نه گفته ام.

نوری صاحب از بارگاه الهی برایت آمرزش طلبیده روحت شاد و خاطرات ات جاویدان و بوستان برگزیدگان مکان و آسیاش گاهت می خواهم.

به همسر مهربان و رفیقۀ زندگی اش ژنین جان و برادر زاده هایم ثریا جان و سبرینه جان، دوست عزیزم داکتر کمال سید و محترمه حفیظه شنسب مایار صبر جمیل استدعا دارم.