خوش بود گر محکی تجربه آید در میان!!!

شمار خوانندگان این مضمون: 1124

۲۰۲۱/۰۲/۲۱
محمد عارف عباسی

خوش بود گر محک تجربه آید در میان!!!

جناب انجنیر صاحب قیس کبیر!!

برای آشکار شدن حقیقت من با شما  جداً تصفیۀ حساب دارم. که این بحث   صداقت، شهامت، امانت داری، تقوای مسلکی و اخلاق رسانوی را به آزمون می کشاند.

در غامض ماندن و روشن نا شدن آن به وضاحت خود را، بدون بدگمانی،  محکوم به یک توطئۀ  سازمان یافته  بینم وترسم از آن است که مبادا بر من اتهام دروغ گویی وارد آید.

اصل قصه بدون کم و کاست از این قرار است:

مضمون منتشرۀ  مؤرخ ۲۷/ ۱۲/ ۲۰۲۱، جناب سیستانی صاحب را  تحت عنوان  «عمده ترین آثار مؤرخین و محققان دربارۀ شاه امان الله» سرتا پا خوانده بودم و در مورد بعضی نکات آن به طور مثال«در دهۀ ۸۰  امان الله شناس و آشنا به افکار ضد استعماری اش شدم (سیستانی)» در وبسایت آریانا افغانستان آنلاین تبصره کردم، که موجود است، از مطالعۀ این مضمون دو ماه سپری نه شده است. به وضاحت به یاد دارم که در مقدمه این مضمون سر آغاز کلام سیستانی صاحب، نقل قولی بود از رنگین دادفر سپنتا در وصف شاه امان الله، مزین در یک چوکات با توصیف فراوان از وی(سپنتا) به حیث خردمند، نخبه، دانشمند، اهل کتاب، سیاست مدار با فراست و وزیر خارجۀ وقت.

گرچه عین کلمات به کار رفته به خاطرم نیست ولی با اطمینان می گویم  که  تا حال  به مرض یاد فراموشی”Alzheimer”  مبتلا نییم  و حافظه ام  خوب کار می کند، اما  در محتوا، روحیۀ توصیفات و اصل  مطلب تصرف نه کرده ام.

در این مضمون در نشر اول در مورد سنۀ حصول استقلال افغانستان و عقد قرار داد راولپندی بین سنوات میلادی و هجری شمسی اشتباهاتی بود که در مورد آن با محترم انجنیر صاحب مایار و انجنیر صاحب سیدال هومان صحبت کردم، هردو محترم مضمون را خواندند و ملاحظۀ مرا در مورد اشتباه سنوات تائید فرمودند و همچنان متوجه مقدمۀ مضمون شدند.

بعداً متوجه شدم که  این شتباهات اصلاح گردید.

یقین کامل دارم که علاوه بر من دوستان و همکاران  زیاد دیگر هم این مضمون را خوانده و نقل قول و حمد و ثنای چوکات شدۀ  اسپنتا را توسط آقای سیستانی یقیناً که به خاطر دارند.

 بعد از نشر مضمون مؤدبانۀ تحلیلی و تحقیقی ادارۀ افغان جرمن آنلاین در مورد خطا شدن نفخ شکم سپنتا  و چهارزانو نشستن بعد از آن را خواندم، ضمن تقدیر از این پدیدۀ مبتنی بر واقعیت، با در نظر داشت نقش برازنده و آشکار جناب سیستانی به  حیث رئیس کمیتۀ مرکزی  انجمن تحریریۀ وبسایت، سؤالی در ذهنم خطور کرد که در نوشتن این مضمون ادارۀ وبسایت، موقف سیستانی صاحب چه بوده باشد؟ اگر موافق بوده اند، به اصطلاح مروج قاموس فرهنگی حزب شان بر این  این دو رویی نمی توان صفت ارتجاع را اطلاق کرد؟  اگر موافق نه بوده اند؛ چرا از موقف قبلی خود که در مضمون شان  تمثیل شده دفاع نه کرده اند؟. من با رعایت نزاکت نامی از جناب شان نه بردم و نوشتم که یکی از همکران زبر دست شما چندی قبل از رنگین داد فر سپنتا طی مضمونی  توصیف اغراق آمیز نمود. شما به جواب من نوشتید که دوست محترم شما بارز صاحب هم از کرزی و سپنتا بسیار توصیفات نموده.

به جواب نوشتم که با وصف دوستی صمیمانه من با بارز صاحب در این مورد خاص با جناب شان  هم نظر نه بوده ام و  بار ها به روی سند مخالفت کرده ام، و نوشتم که این جواب سؤال من نیست.

بازهم شما طفره رفتید و به اصطلاح خود را غلی زدید و در بین سند و سند طلبی کردید. عرض کردم به آرشیف جناب سیستانی بروید مضمون را می یابید.

شما، انجنیر صاحب نوشتید که سیستانی ۸۰۰ مضمون دارد و یافتن مضمون آسان نیست و بازهم مرا به بی سند ګفتن متهم کردید و و به اصل موضع تماس نه گرفته مرا متهم به کج بحثی کردید.

به اصطلاح عوام  در هوا فهمیدم که کاسۀ زیر نیم کاسه است و دسیسۀ اندر کار.

باز درب افغان جرمن آنلاین کوبیدم و به سراغ  به نوشتۀ فوق جناب سیستانی رفتم با کمال حیرت و تأسف در یافتم که آن چوکات مثل باد سپنتا از تالاق مضمون فرار کرده و اثری از نام اسپنتا

و توصیفش از شاه امان الله نیست.

دلیل این همه  به کوچأ حسن چ\ زذن شما را به وضاحت دانستم که با استعداد خارق العادأ انجنیری تان فیوز را قصداْ شارت کرده  و چراغ  واقعیت را خاموش کردید.

نمی دانم کی اظهار ندامت کند و از این گناه نابخشودنی معذرت بخواهد.

اگر احساسات کاذب جاگزین منطق و عقلانیت شد اعتیاد به اغراق و افراط اجتناب نا پذیر است . مثلاً جناب سیستانی نوشتند که  کا کای مرحوم شان روزانه یک خروار گوشت به غربای سیستان توزیع می کردند وقتی من محاسبه کردم که در این پیمانه خیرات نوع پرورورانه در ریگستان سیستان به نام گاو و گوسفند چیزی باقی نخواهد ماند. نویسنده با متوجه شدن این تبصرۀ من فوراً تذکر موضوع خیرات  کاکای مرحوم خود را از مضمون حذف کردند، همان گونه که توصیف سپنتا از بدنۀ مضمون شان حذف شد.

من مخالفتی به بازنگری به یک مضمون و تصحیح آن ندارم، اما اگر یک مضمون مورد بحث قرار گرفته حکم سند را پیدا می کند هرنوع تصرف در آن  و حذف بخش مهم مورد بحث آن  جعل است، غبن و خیانت است.

آقای انجنیر قیس کبیر به حیث مدیر مسؤول بنابر ایجابات اخلاقی و حقوقی باید توضیح بدهند که این عمل توسط اداره صورت گرفته و یا نویسنده؟

آیا در قاموس کبیر برای چنین فریب کاری چه تعریفی وجود دارد.

اگر هدف از تضاد با من باشد و صدمه رساندن به اعتبار و حیثیت من بدانند که قضاوت سالم و دیدگاه عالمانه در حیطۀ اندیشه های حق پرستان مستولی است. همه دانند که واقعیت چیست و این گونه فریب کاری ها جز کمایی بدنامی ثمری ندارد. 

آیا با چنین فریب کاری و دسیسه و اقعاً شما را در حصول مقصد مدد می رساند و عامل خجلت، بدنامی و رسوایی یک وبسایتی است که زمانی از اعتبار و شهرت نیک برخوردار بود.(1)

(1): تفصیل مباحثات انجنیر کبیر و نویسنده در بخش نظر سنجی وبسایت های افغان جرمن آنلاین و آریانا افغانستان آنلاین موجود است.

پایان