دارائی ملی به سخاوت داده نمی شود!

شمار خوانندگان این مضمون: 575

۲۰۲۲/۰۲/۲۰
دوکتور محمد اکبر یوسفی

دارائی ملی به سخاوت داده نمی شود!

در یک خبر تلویزون «طلوع» شنیده شد که «معاون سخنگوی؟» حکومت «مؤقت» طالبان، که “امارت اسلامی” آنها، تا اکنون در عرصۀ بین المللی، به رسمیت شناخته نشده است، اظهار داشته است، که گویا بر حسب اظهار از منابع “آب و برق و انرژی؟”، به تطبیق “قرارداد ۱۳۵۱ ه ش که از جانب «مرحوم موسی شفیق» و «هویدا، نخست وزیر پادشاهی ایران» به امضاء رسیده است، متعهد است.

متوجه باشند که ارادۀ “افراطی” دینی، که اگر در عادات و کردار این افراد، تمایلات “سخاوت”، “معاونت” و “صدقه” و “خیرات” کسب شدت کرده باشد و در نزد آنان تقدم داشته باشد، در مناسبات “دولتین” چنین کردار مجاز و معمول نیست. در جهان، مناسبات دولتین بر اساس توافقات با درنظر داشت، تعادل در منافع دو جانب دقیق محسابه می گردد، و در تحت نظر هیأت های قانونی، پس از طی مراحل معین، تطبیق می گردد. هم وطنان ما، باید متوجه شوند و ضمن آنکه اسناد موجود گذشته را باید با دقت بررسی نمایند، از حقوقدانان و مؤرخین وطن نیز طلب معلومات کنند، که وقتی یک “قرارداد” بین دو جانب، توسط نمایندگانی که قانون به آنها صلاحیت داده است، به امضاء می رسد، تا مرحلۀ انفاذ آن، از هر دو جانب، طی مراحلی را هم باید سپری کرده باشد و بعد همین قرارداد یا تعهد دوجانبه باید رسماً در مجلۀ رسمی، بدست نشر سپرده شده باشد.

همه می دانند که امضاء “قرارداد” یاد شده در رابطه با “آب هیلمند” در سال ۱۳۵۱ ه ش یاد شده، در حلقات اجتماعی سیاسی،  در آنزمان، باعث بروز اعتراضات و نا آرامی ها نیز گردیده بود، که بدون شک در اجرای “کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ ه ش”،  باید بی اثر نبوده باشد.  رهبران “امارت اسلامی” غیر رسمی باید متوجه باشند، که بدون توجه به حقایق تأریخی عمل نکنند، و خود آنها را به عنوان یک تشکل “مسلح” و ” نیمه سیاسی”، بشناسند.

از سال ۱۳۵۱ ه ش، تا اکنون افغانستان در جنگ می سوزد، این سخنگویان در کجا آموزش دیده اند؟ یکی از هم وطنان، به نام “نجیب آقا فهیم” که تصویر ایشان از صفحۀ تلویزون گرفته شده است، “کارشناس مسایل آب و محیط زیست”. توضیحات ایشان را رهبری “حکومت مؤقت” باید با دقت لازم بررسی می نمودند، که از دید این نویسندهِ، خیلی دقیق و درست بنظر می رسد، متفاوت از اظهارات بی مسئولیت افراد مشکوک و جانبدار منافع «ایران». حال درین شرایط بحرانی، خیلی محتمل است که جانب ایرانی، با سوء استفاده از شرایط دشوار وطن ما، مانند تلاش های غیر مجاز پاکستانی ها که به «کشاندن سیم خاردار» به هدف رسمیت بخشیدن «خط دیورند» قبول ناشده از جانب افغانها، متوسل شده اند، این به اصطلاح «همسایۀ مسلمان” هم چنان، فرصت را غنیمت شمرده باشد و در فکر کسب امتیاز اضافی شده باشد. دارائی ملی به سخاوت داده نمی شود!  کسانی که خود آنان را با “کلاشنیکف” حاکم اوضاع می دانند، باید قبل از اظهار فکر می کردند، که در چنین شرایط، بدون بررسی اسناد و هم چنان تثبیت موقف “حاکمیت دولتی” و “مشروعیت” خود آنها، برای این سخنگوی، هدایت  اظهار نظر نمی دادند. افغانستان “لیلام” شده است؟  آیا این چنین قدم ها، که “آقای متقی” سرپرست “وزارت خارجه”، گاه گاه از تقرب به هدف «رسمیت شناختن» خبر می دهد، شامل اقدامات دیپلوماتیک اوست؟ او قبلاً هم به افراد مسلح خود اطمینان می داده است٫ که گویا به “رسمیت شناختن” نزدیک شده است.

اینرا هم می دانیم که در رهبری “طالبان” چنین نظرات هم شنیده می شود که «جهان به آنها محتاج است، نه آنها به جهان» (“انس حقانی”). مگر ما نمی دانیم که تا به حال، معرفی نمایندۀ نامنهاد آنها را، به سازمان ملل متحد  نتوانسته اند، به کرسی بنشانند. از جانب دیگر در شرایط کنونی وضعیت چنان نگران کننده است، که زمامداران فعلی در کابل، خود آنان را بطور صریح دشمن «حقوق ابتدائی» انسان و بخصوص، دشمن «آزادی زن» و مانع «حق آموزش»، «حق کار»، «آزادی بیان» و دشمن «هنر و صنعت» و غیره ثابت ساخته اند، یک آیندۀ غم انگیز در برابر جامعۀ ما، پیش بینی شده می تواند.

پایان