پاکستان یک جعبهٔ خطرناک “پِندوره” راتوسط طالبان باز میکند

شمار خوانندگان این مضمون: 612

۲۰۲۱/۱۲/۲۸
ترجمه واهتمام: سیدال هومان

پندوره کیست و یا چیست؟
(دریکی از اساطیر یونان قدیم برای انتقام از پرومتئوس Prometheus که آتش را از اولمپس  Olympus ربوده و به بشریت داده بود، ، خدایان اولین زن را بنام “پندوره” از ګِل ساخته و به هدف انتقام، به این زن جعبه ئی دادند که  ممنوع بود آنرا باز نماید. ولی کنجکاوی به او غلبه کرده  و جعبه را کشود. در نتیجه ، به استثنای “امید ” تمام پلیدی ها و امراض از آن آزاد گشته و بشریت را در بر گرفت …س.ه.

اظهارات بی ادبانهٔ عمران خان صدر اعظم پاکستان در جلسهٔ اخیر سازمان همکاری اسلامی(OIC) ، توهینی بود به ملت افغانستان که از اشغال طالبان رنج میبرد. خان در سخنان خود گروه انعطاف نا پذیر طالبان را یک جنبش عمدتاً قومی پشتون توصیف کرد و به طور ضمنی میلیون ها پشتون را در قالب هواخواهان طالبان قرار داد.

در همین حال صدر اعظم گفت که تعلیم دختران، با ارزش های افغانی در تضاد است و به بحث در مورد “اسلام هراسی” در غرب ادامه داد و آنرا ظاهرا ً یک پدیده مرتبط با هجوم اخیر پناهندگان خواند، که “خان “می خواهد از  آن به عنوان یک ناجی از خود  قهرمان بتراشد.

چنین زبان بازیهای محاسبه شده برای رهبران پاکستان تصادفی نیست. این نکات تکراری در صحبت هایشان نشان دهنده طرح های دراز مدت پاکستان  برای ایجاد روایات جدید و دروغین در مورد افغانستانِ پسا آمریکایی است. با پیروزی طالبان، پاکستان دیگر آنچه را که در افغانستان می خواهد مخفی نمی کند، افغانستانی که اسلام آباد اکنون با آن به عنوان دامنهٔ پاکستان رفتار می کند.

اما، برداشت ها حایز اهمیت است… چندین دهه است که پاکستان  با شیفتگی خاصی تعاملاتش را با جنبش های اسلام گرای خشن حفظ کرده است. مخفف “منم ” یعنی ملاها، نظامیان و ملیشه ها- آرزوی مترقی محمد علی جناح بنیانگذار پاکستان را به طور موثری ربوده و پاکستان را به یک دولت بالقوهٔ اسلامی  تبدیل کرده که دستگاه دولتی توسط زهر دینی و نظامی مسموم گردیده است.

در دهه ۱۹۸۰ ، جنرال ضیاء، دیکتاتور نظامی وقت که بعداً رئیس جمهور شد ، اردوی پاکستان را اسلامیزه کرد که تا به امروز ادامه دارد. در حقیقت، جهاد که عنصر بنیادی فلسفهٔ ارتش پاکستان (ایمان، تقوا، جهاد فی سبیل الله ، اعتقاد، قدسیت) را تشکیل می دهد، بخش بسیار حاد ایدئولوژی دولتی بوده است.

امروز، در دوران خان ، مدرسهٔ جدیدی از تفکر نظامی به میان آمده است که در آن رهبران پاکستان آشکارا ادعای اعتباراسلامی دولت را دارند و بی شرمانه دستور اجندای اسلامیزه شدن پاکستان را تقویت مینمایند. با این حال، افراط گرایی مجدداً  در کشور عرض اندام کرده، درز قابل مشاهده ای بین جاه طلبی های “دولت عمیق” (عناصری که در پشت پرده کنترول تعاملات دولتی را به دست دارند، س.ه.) و تمایل میلیون ها پاکستانی محلی برای پذیرش چنین هویتِ تحمیلی، مشاهده میشود.

به عین منوال در داخل افغانستان “دولت عمیق” پاکستان قدمِ سازمان یافته ئی به پیش گذاشته و به هدف تبدیل طالبان به “طالبانیسم” یک ترکیب زهر آلودی از ایدئولوژی ساختگی”دیوبندی” و سلسله ئی از اعتقادات سفارشی را که به صورت سطحی توسط شریعت اسلامی با هم چسپیده اند،  پیش کش مینمایند.. به این ترتیب، پاکستان، مداوماً طالبان را به مثابهٔ قوهٔ  پیشتاز رهبری افغانستان اعتبار بخشیده و ملی گرایی افغانی، میهن پرستی دروغین و جهادیزم  انتحاری را تقویت بخشیده است. این ایدئولوژی [ظاهراً] طالبان را به نماد قدرتمند و بی همتا ئی تبدیل کرده است که در آن افغان های اطرافی غیر قابل جلب و جذب رابا حس تعلق داشتن  با توانايي  و مجوز مستقیم در عمل  ملبس ساخته است.

اشتباه نباید کرد، تاریخ ناخوشایند خود افغانستان که ریشه در ادامه رقابت بین مذهبیت فرهنگی و مدرنیسم دارد، فضا و مهمات را برای سؤ استفادهٔ  پاکستان فراهم می کند. این مسابقه خطرناک، اغلب کشور را در درگیری با خودش قرار داده است.

در حال حاضر رگه های گسترده ای از اسلام گرایی سیاسی در جامعهٔ افغانی ریشه دوانیده است. تعلیمات  مدرسه يي در سال های انکشافی در اقصی اطراف افغانستان متداول بوده است. همچنان هزاران مدرسهٔ تنظیم ناشده ، بیشتر تحت نظر ملاهای تصادفی و روحانیون اسلامی قرون اوسطایی فعالیت می کنند. بدتر از آن شیفتگی غیرطبیعی به “شهادت” وجود دارد که برای خود دشمن میپالد. به همین دلیل است که حاکمان طالبان، اسلام را پایه و اساس سیاست ملی، هویت افغانی و چارچوب شرعی می خواهند.

به این ترتیب، آنها اصول نشنالیزم افغانی را دوباره اختراع می کنند تا با مشخصات ایدئولوژیک طالبان همسو شود که شامل تصفیه صفوف خودشان و انکشاف یک نیروی ملی است که بتواند بجنگد و برنده شود.

دریافت اینکه آیا طالبان هرگز قادر به ادارهٔ یک دولت غیر ایدئولوژیک در افغانستان خواهند بود یا نه، مطمئناً دشوار است. اما پاکستان  با قالب ریزی آنها به عنوان یک جنبش پشتونی، خطر ملی گرایی پشتونی را در بیش از ۴۰ میلیون پشتون که به خوبی از سرحدات افغانستان به پاکستان فراتر می رود،  بر می انگیزد.

بدون شک، طالبان، که مورد تحسین رهبران مذهبی پاکستان، احزاب سیاسی افراطی و گروه های ستیزه گر قرار دارند، به طور فزاینده ای از چنین گرایش های ملی گرایانه بهره برداری خواهند کرد. همچنان، رهبران پاکستان در حالیکه  “نشنلیزم هند محور” خود را حفظ می کنند، به طور دلخواه این گروه را تشویق خواهند کرد که چنین بهره برداری از نشنلیزم را از نظر جغرافیایی به افغانستان محدود کنند. در این هرج و مرج مدیریت شده، پاکستان در عوض امتیازیات خود، غرامت سیاسی را به حاکمان طالبان ارائه خواهد کرد.

از طرف دیگر ، پدیدهٔ دوامدار امکان یک دولت افغانی غیر ایدئولوژیک و با قوام از نگاه  قانون اساسی، پرسش های جدی را به وجود می آورد. خصلت روحانیون طالبان «اصالت خواهی» است که به نظر می رسد بر اساس قانون اساسی خود شان که معروف به “دستور” است، عمل خواهند کرد. که در آن  امارت را دولت دلخواهی تشریح مینمایند که توسط شورای روحانیت و ستره محکمه تأئید گردیده باشد.. به رسمیت شناختن نهایی  این روحانیون توسط پیروان و جنگجویان  خود شان صورت میگیرد، نه خارج از حلقهٔ شان.

در نهایت این امر برای پاکستان، و طالبان واقعبین، که در حال حاضر کمتر نگران تروریزم سرحدی و بیشتر نگران طالبان غیرقابل کنترل  که با گروه های ضد پاکستانی در بستر استند، مشکلی را ایجاد خواهد کرد

علاوتاً، نگرانی های داخلی در مورد صفوف نظامی خود پاکستان وجود دارد که در حال رادیکال شدن اند. به عنوان مثال، در ولایت پنجاب پاکستان که بیشترین استخدام رادر اختیار ارتش پاکستان قرار میدهد و پشتون ها در درجهٔ دوم  هستند، جلب و جذب اردو و گروه های ستیزه گر مانند لشکر طيبه و لشکر جهنگوی بطور فزاینده  همزمان صورت میگیرد. حتی اگر جلبی های نظامی جدید تمایل افراطی هم نداشته باشند، از خانواده های محافظه کار یا مناطقی میبارند که گروه های افراطی در آن ها نفوذ دارند، .

در همين حال تفاوت درآمد بين حدود دوصد جنرال و هزاران افسر ميان رتبهٔ پاکستانی، يک منبع ديگر تخاصمات داخلی است. به عنوان یک عمل مروجه، اردوی پاکستان، تسهیلات تعاونی را برای مساکن و مزایای دیگر برای کسانی که در سطح جنرال و یا  بالاتر از آن قرار دارند، فراهم می کند. نه تنها تعداد زیادی از افسران میان رتبه از جمله جگړن ها و تورن ها را ناراضی گذاشته است، بلکه بنا به گزارش ها زنگ های خطری را در داخل اردوی پاکستان در مورد خطراتِ به اصطلاح «کودتای جگړن ها» به وجود آورده است.

به نظر می رسد پاکستان با گرایش های اسلامی که با سیاست عجین گشته، در مسیر غلطی به پیش می رود. به عنوان مشوقین طالبان، رهبران پاکستان ممکن است محاسبه کرده باشند که طالب یک دشمن گران ، اما یک شریک ارزان قیمت است. اما پاکستان با استناد به نشنلیزم پشتون که ریشه در ایدئولوژی طالبان دارد، جعبه پندوره ئی خطرناکی را باز می کند که مدیریت آن مشکل خواهد بود.

اما در مورد  این تحلیل:
جناب جاوید احمد سفیر اسبق افغانستان در امارات متحده انگشت روی مسائلی میگذارد که حقایق انکار ناپذیری را برملا میسازد ولی، با تأسف در آخرین قسمت، اتحادِ به اصطلاح پشتون های لر و بر را یک خطر میپندارد که نباید به وقوع بپیوندد. من اولاً  به حیث یک انسان و باز یک افغان… نه پښتون، نه تاجک ، نه هزاره و یا اوزبک  این نتیجه  گیری را قابل سؤال میدانم. وقتی جناب شان میفروایند که:” به نظر می رسد پاکستان با گرایش های اسلامی که با سیاست عجین گشته، در مسیر غلطی به پیش می رود. به عنوان مشوقین طالبان، رهبران پاکستان ممکن است محاسبه کرده باشند که طالب یک دشمن گران قیمت ، اما یک شریک ارزان است. …”
تا به اینجا  جناب سفیر کاملاِ درست میفرمایند ولی  وقتی میگویند که ” اما پاکستان با استناد به نشنلیزم پشتون که ریشه در ایدئولوژی طالبان دارد، جعبه پندوره ئی خطرناکی را باز می کند که مدیریت آن مشکل خواهد بود” سؤال خلق میشود که … اول  نشنلیزم پښتون چطور  ریشه در ایدیالوژی طالبان دارد؟ و دو اینکه خطرناک برای کی؟ و … مدیریت از جانب کی؟ جناب سفیر یا سیاق کلامشان مبهم است و یا اینکه نظرشان از  جا های دیگری آب میخورد. ولی به هر صورتش تحلیل جالبی است که خدمت هموطنان تقدیم گردید .

جاوید احمد همکار ارشد شورای اتلانتیک است و قبلاًاز ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۱سفیر افغانستان در امارات  بود.

 در توییتر @ahmadjavid. دنبال نمائید.